به نام خدا
باتوجه به اینکه از مقاله اصول مقاله نویسی خیلی استقبال شده تصمیم گرفتم که امروز راهنمای تنظیم مقالات رو براتون بذارم که می تونید در ادامه مطلب مشاهده کنید
|
اهنماي تنظيم مقالات
|
|
1ـ ساختار
مقاله به ترتيب شامل عنوان، نام و نامخانوادگي، رتبة علمي،
سمت و محل اشتغال نويسنده يا نويسندگان، چکيدة فارسي، واژههاي
کليدي، مقدمه، متن (روششناسي، يافتهها، بحث و نتيجهگيري)،
پينوشتها، فهرست منابع و چکيدة انگليسي باشد.
2ـ متن مقاله بر روي کاغذ سفيد A4 به صورت يکرو و با رعايت حاشيهها و
فاصلة سطرهاي مناسب، به صورت خوانا نوشته يا در محيط Word تايپ شود.
3ـ تعداد صفحات مقاله بين 15 تا 30 صفحه باشد.
4ـ علاوه بر ذکر مشخصات کامل منابع در انتهاي
مقاله، منابع در داخل پرانتزي در پايان نقلقول يا مطلب
استفاده شده به ترتيب زير قرار گيرد:
الف ـ منابع فارسي (نام خانوادگي مؤلف، سال نشر اثر:
شماره صفحه)
مثال: (محمدي، 25:1375)
ب ـ منابع لاتين نيز در داخل متن به زبان فارسي نوشته
شده و معادل لاتين آن در زيرنويس آورده شود. مثال:
(نيوبرن، 1994)
5ـ معادل لاتين اسامي، اصطلاحات و مفاهيم مهم در
زيرنويس آورده شود.
6ـ در صورتي که اصطلاح، مفهوم يا مطلبي نياز به توضيح
دارد، در
پايان مقاله به عنوان پينوشت توضيحي آورده شود.
پينوشتها در متن و در پايان مقاله با شماره مشخص شود.
7ـ فهرست منابع مقاله به صورت الفبايي به صورت
زير تنظيم شود:
کتاب: نامخانوادگي نويسنده، نام نويسنده. (سال
انتشار). عنوان کتاب. نام و نامخانوادگي مترجم، محل
نشر اثر: نام ناشر.
مثال: کوش، دني. (1381). مفهوم فرهنگ در علوم اجتماعي.
فريدون
وحيدا، تهران: سروش.
مقاله: نامخانوادگي نويسنده، نام نويسنده. (سال
انتشار). عنوان مقاله. نام و نامخانوادگي مترجم، نام
نشريه، تاريخ يا (شماره نشريه).
مثال: سعيد، ادوارد. (1374). نقش روشنفکر در جامعه.
ترجمه دکتر
حميد عضدانلو، ماهنامه اطلاعات سياسي ـ اقتصادي، سال
(9)، شماره
(992).
8ـ اصل مقالات ترجمه شده با ذکر مشخصات کامل، به
همراه ترجمة مقاله فرستاده شود.
9ـ يک برگ مشخصات مقاله شامل عنوان مقاله به فارسي و
انگليسي، نام و نامخانوادگي، رشته تحصيلي و مرتبة
علمي، سمت، نشاني، شماره تلفن و نشاني پست الکترونيک
نويسنده به صورت جداگانه ارائه شود.
10ـ فصلنامة پژوهش و سنجش در ويرايش فني و محتوايي
مقالات آزاد است، حق چاپ پس از پذيرش مقاله براي
فصلنامه محفوظ است و اصل مقالات به هيچوجه بازگردانده نميشود.
11ـ چکيده بايد محتواي مقاله را با تأکيد بر روشها،
يافتهها،
نتايج، اهميت و کاربرد نتايج بازگو نمايد، تمام آن در
يک پاراگراف (حداکثر 250 کلمه) نوشته شود، از به کاربردن حروف اختصار در آن خودداري شود وشفاف و قابلفهم باشد.
12ـ واژههاي کليدي: 5 تا 10 کلمه به ترتيب حروف
الفبا، بلافاصله بعد از چکيده آورده شود.
|
|
|
|
راهنماي استناد درون متني و فهرستنويسي منابع
|
|
دفتر فصلنامه پژوهش و سنجش براي راهنمايي نويسندگان
محترم،
خلاصهاي از شيوه صحيح استاد درون متني و فهرست نويسي
منابع در
مقالات را تهيه کرده است. اميد است با مطالعه و استفاده
از اين
راهنما، استناد و فهرستنويسي مقالات با شيوهايي درست
و يک دست
انجام شود.
شيوههاي استناد درون متني
شيوهنامه انجمن روانشناسي امريکا (A.P.A) يا نظام « نام ـ
سال»:
قواعد استناد در متن، وقتي از منابع چاپي استفاده ميکنيم:
1) وقتي اثر فقط يک پديدآورنده دارد:
(نام خانوادگي، سال نشر اثر) مثل (احمدي، 1378)
* نام خانوادگي افراد بدون ذکر عنوان ميآيد مثل دکتر،
پروفسور،
استاد، خانم، آقا و...
2) وقتي اثر دو پديدآورنده دارد:
نام خانوادگي هر دو نفر ذکر ميشود. بعد از نام
خانوادگي نفر اول هم ميتوان واو عطف گذاشت و هم علامت
ويرگول.
(نام خانوادگي نفر اول]، يا و[ نام خانوادگي دوم، سال
نشر اثر)
مثل (احمدي، اسدي، 1380) يا (احمدي و اسدي، 1380)
3) وقتي اثر سه تا پنج پديدآورنده دارد:
براي اولين استناد نام همه ذکر ميشود، در دفعات بعدي
فقط اولين
نفر و کلمة ديگران ميآيد.
مثال: استناد اول: (اسدي، حسني، محمدي، شايان، ارجمند،
1384)
استناد دوم: (اسدي و همکاران، 1384)
* در انگليسي معادل کلمه ديگران، "et al"ميآيد.
* اگر در طول همان پاراگراف به اثر اشاره ميشود ديگر
نيازي به ذکر تاريخ نيست.
4) وقتي اثري بيش از پنج مؤلف دارد:
وقتي اثري شش مؤلف يا بيشتر دارد، فقط نام خانوادگي
مؤلف اول
ميآيد (حتي در اولين استناد) و به دنبال آن کلمه«
همکاران» و سپس تاريخ انتشار اثر.
* در فهرست مراجع نام همه مؤلفان ميآيد.
5) اگر نام پديدآورنده در متن اصلي آمده است، بلافاصله
سال نشر
اثر در داخل پرانتز ميآيد.
مثل: شفيعي و عباسي (1379)، معتقدند که ...
6) اگر مستقيماً از کسي نقلقول ميشود، در انتهاي نقلقول
(نام
پديدآورنده، سال نشر، شماره صفحه) ذکر ميشود.
* اگر نقل قول کمتر از 40 کلمه باشد، در داخل متن نوشته
ميشود و
قبل و بعد از آن علامت گيومه قرار ميگيرد.
مثال: نتايج پژوهشهاي انجام شده را ميتوان چنين خلاصه
کرد که «ارزشيابيهاي دانشجويي بيش از آن که نشاندهندة تغييرات محتوايي باشند، نشاندهندة تغييرات روش آموزشي اساتيد هستند.» ( دونکن، 1986، ص77)
*. اگر نقل قول بيش از 40 کلمه باشد، با حاشيهاي بيش
از متن و به صورت يک پاراگراف جدا نوشته ميشود. در
اين صورت گذاشتن علامت گيومه در آغاز و انتهاي مطلب ضروري
نيست.
7) اگر به يک فصل کامل از يک کتاب استناد شده است، پس
از سال نشر
بايد شماره فصل بيايد، که مخفف فصل در فارسي «ف» و در
انگليسي «chap»
است.
مثال: ( مجتهد زاده، 1385،ف 5)
*اگر تاريخ نشر اثري مشخص نيست، به جاي تاريخ از
کلمه" بيتا "و در انگليسي از "n.d" استفاده ميشود.
مثال: (محمدي، بيتا).
* اگر پديدآورنده اثر مشخص نيست يا پديدآورنده ندارد،
به جاي نام
خانوادگي پديدآورنده، نام اثر را داخل گيومه ميآوريم
و تاريخ نشر آن را ذکر ميکنيم.
مثال: («روششناسي رسانهها،» 1384)
* اگر عنوان متني به زبان انگليسي را مينويسيم، آغاز
کلمات با
حروف بزرگ نوشته ميشود.
* مثال: (Using Skills, 2002)
8) اگر از متني استفاده ميشود که به دو يا چند متن
چاپي مربوط
است، در پايان متن، نام دو يا چند پديدآورنده به ترتيب
حروف الفبا
آمده و تاريخ نشر اثر هر کدام نوشته ميشود.
* در اين صورت افراد با «؛» از هم جدا ميشوند.
مثال: ( اکبري، 1385؛ تابنده، 1378؛ محمدي، 1380)
9) هرگاه به دو يا چند اثر از يک مؤلف اشاره ميشود،
تاريخ همه
آثار به ترتيب آورده ميشود.
مثال: پژوهشهاي والاس (1980، 1988، 1990، 1995)
10) هرگاه به دو يا چند اثر از يک مؤلف که در يک سال
منتشر
شدهاند، اشاره ميشود، از حروف الفبا براي متمايز
ساختن آنها، استفاده ميشود.
مثال: مطالعات انجام شده در اينباره (احمدي، 1365 الف،
1365 ب)
11) وقتي به آثاري استناد ميشود که نام خانوادگي
مؤلفان آنها يکسان است، علاوه بر نام خانوادگي، نام
کوچک يا حرف اول نام کوچک مؤلفان نيز در متن آورده ميشود.
مثال: (نيکخواه، احمد، 1357 و نيک خواه، پژمان، 1382)
12) اگر از کتابهاي بدون مؤلف استفاده ميشود، به جاي
مؤلف نام
عنوان اثر ميآيد.
مثال: فلکناز و خورشيد آفرين و سروگل (1324)
* اگر عنوان اثر خيلي طولاني است، به ذکر چند کلمه اول
آن اکتفا
ميشود ولي در منبعنويسي
به طور کامل ميآيد.
مثال: فلکناز (1324).
13) براي هر نوع ارتباط شخصي مثل گفتگوي تلفني، مصاحبه،
نامههاي
دريافتي و ... در انتهاي جمله عبارت ارتباط شخصي و
تاريخ اين
ارتباط ميشود.(ارتباط شخصي، 17 خرداد 1384).
* ارتباط شخصي فقط در متن ميآيد،در فهرست منابع ذکر
نميشود. چون قابل بازيابي مجدد براي سايرين نيست.
* استفاده از نامههاي الکترونيک هم همينطور است يعني
مثل ارتباط
شخصي فقط در متن ميآيد.
14) در استناد به آثاري که از زباني به زبان ديگر ترجمه
شده است،
در متن مقاله نام مؤلف يا
مؤلفان اثر و نيز نام مترجم يا مترجمان ذکر گردد و
تنها در فهرست منابع نام مترجم آورده شود. اما ميتوان در متن به
دنبال نام مؤلف، نام مترجم را نيز اضافه کرد.
مثال: (اسکينر، 1971، ترجمه سيف، 1370)
منبعنويسي در فهرست مآخذ
در بخش مراجع (Reference) ، فهرست آثار و اسنادي که در متن مقاله به آنها اشاره شده است ميآيد. اين فهرست به ترتيب حروف الفباي نام خانوادگي مؤلفان آثار، بدون ذکر شماره، مرتب ميشود و هر اثر فقط يک بار ميآيد. در ذکر هر اثر يا منبع، چهار دسته اطلاعات زير لازم است که بايد به دنبال هم بيايد:
1) مؤلف يا مؤلفان
2) تاريخ انتشار اثر
3) عنوان اثر
4) اطلاعات مربوط به انتشار اثر ( محل انتشار اثر و نام
ناشر)
اين چهار دسته اطلاعات ، با نقطه از هم جدا ميشوند.
قسمتهاي
مختلف هر يک از اين چهار دسته اطلاعات، نيز با ويرگول
از هم جدا
ميشوند.
* براي کتابهايي که به فارسي در ايران منتشر ميشوند،
ذکر نام شهر کفايت ميکند. نام مؤسسات نشر، بدون
ذکر انتشارات، شرکت، مؤسسه و مانند اينها ميآيد. به
جز مؤسسات انتشاراتي دانشگاهي.
1) يک کتاب (داراي يک مؤلف):
مثال:
عليآبادي، خديجه. (1368). مقدمات تکنولوژي آموزشي.
تهران: انتشارات دانشگاه پيام نور
* اگر کتاب ويرايش دوم يا بيشتر باشد بايد آن را نيز پس
از عنوان
کتاب در داخل پرانتز ذکر کنيد. براي تجديد چاپ (چاپ
چندم است) اين کار لازم نيست.
مثل:
سيف، علياکبر. (1368). روانشناسي پرورشي: روانشناسي
يادگيري و
آموزش. (ويرايش سوم).
تهران: آگاه
* کتابهايي داراي دو مؤلف يا بيشتر نيز با ذکر نام
تمام
نويسندگان، به ترتيبي که در اثر اصلي آمده ، نوشته ميشود.
* براي کتابهايي که هنوز چاپ نشدهاند، از کلمه زير
چاپ (inpress) استفاده ميشود.
2) کتابهايي که به جاي مؤلف، با عنوان سازمانها و
نهادها منتشر شدهاند.
در اين صورت به جاي نام مؤلف، نام سازمان مربوط ميآيد.
مانند:
مرکز اسناد و مدارک علمي، وزارت آموزش و پرورش. (1362).
واژهنامه
آموزش و پرورش:
فارسي ـ انگليسي، انگليسي ـ فارسي. تهران: مؤلف.
* وقتي نويسنده کتاب و ناشر يکي هستند، پس از ذکر محل
انتشار کتاب، کلمه مؤلف (در انگليسي author) ميآيد. مثل نمونه بالا و يا مثال زير:
هومن ، حيدرعلي. (1354). اندازهگيريهاي رواني و
تربيتي و فن تهيه تست. تهران: مؤلف.
3) کتابهايي که به جاي مؤلف، ويراستار يا گردآورنده
دارند به
صورت زير نوشته ميشوند:
مثال: شفيعآبادي، عبدالله (گردآورنده). (1374).
مجموعه مقالات اولين سيمينار راهنمايي و مشاوره.
تهران: انتشارات دانشگاه علامه طباطبايي.
4). کتابهاي ترجمه شده:
ابتدا نام مؤلف يا مؤلفان کتاب، عنوان کتاب و سپس نام
مترجم
ميآيد. مثل:
هرگنهان، بي.آر و اولسون، ام. اچ.(1374). مقدمهاي بر
نظريههاي
يادگيري، (ترجمه علياکبر سيف).تهران: دانا. (تاريخ
انتشار به
زبان اصلي 1993).
5) جزوه و بروشور
اطلاعاتي که براي جزوه ، بروشور (دفترچه راهنما)، گزارش
و مانند
اينها داده ميشوند، نظير همان اطلاعاتي هستند که براي
کتابهاي
کامل داده ميشوند، با اين تفاوت که بعد از اين نوع
آثار در داخل علامت [ ] نام جزوه، گزارش، بروشور و
غيره ذکر ميشود. مثل:
وزارت فرهنگ و آموزش عالي، معاونت آموزشي. (ارديبهشت
1374). خلاصه مسائل تحصيلات تکميلي در ايران.
]گزارش[ . تهران: مؤلف.
6) مقالههاي چاپ شده در مجلههاي تخصصي
ابتدا نام مؤلف، سال انتشار و سپس عنوان مقاله و اسم
مجله ميآيد. مثل:
محمدزاده، داوود. (1368). اصول پرسشگري. دانشنامه، 12
، 60- 45
* نام مجله و شماره آن پررنگتر چاپ ميشود نه نام
مقاله.
* در انگليسي فقط حرف اول کلمه اول عنوان کتاب بزرگ
نوشته ميشود ولي حروف اول تمام کلمات عنوان مجله
بزرگ نوشته ميشوند.
اين راهنما، برگرفته و تلخيصي است از کتابهاي:
ـ سيف، علياکبر. (1384). روش تهيه پژوهشنامه. (ويرايش
دوم). تهران: دوران
ـ حري، عباس و شاهبداغي، اعظم. (1385). شيوههاي استناد
در نگارشهاي علمي. تهران: انتشارات دانشگاه تهران.
مسلماً با مطالعه کتابهايي درباره شيوههاي استناد
درون متن و
فهرستنويسي منابع و... ميتوانيد به اطلاعات کاملتري
دست يابيد.
|
http://rcirib.ir/sanjesh/tanzim.asp
نوشته شده توسط مهدی جهانپور در سه شنبه پانزدهم اردیبهشت 1388 ساعت 9:8 |
لینک ثابت |