برای مشاهده قسمت اول اینجا کلیک کنید
3- بررسي هاي نظامي جغرافياي نظامي، دانشي است که در زير مجموعه يکي از تعاريف جامع و فراگير علوم جغرافيا قرار مي گيرد، تأثير محيط طبيعي و فرهنگي بر خط مشي نظامي/ سياسي، طرحها، برنامه ها و انواع عمليات رزمي و پشتيباني در جهان، منطقه اي و محلي را مورد بررسي قرار مي دهد. فاکتورهاي کليدي که مستقيماً روي دامنه کلي فعاليتهاي نظامي تأثير دارد از قبيل (استراتژي، تاکتيک و دکترين)، فرماندهي، کنترل و ساختارهاي سازمان دهي شده، ترکيب بهينه اي از زمين، نيروهاي زميني، هوايي و دريايي، هدف گيري، بررسي و توسعه، آماد و تخصيص اسلحه، تجهيزات و لباس همراه با نگهداري، سازندگي، پشتيباني پزشکي، تعليم و تربيت و آموزش، در جدول زير نشان داده شده است.
1-3- فاکتورهاي فيزيکي (طبيعي)
روابط مکاني و فضايي بدون هيچ ترديدي از اهم مباني و فاکتورهاي جغرافيايي است که با اندازه، موقعيت و شکل نواحي زمين همرا با حضور و شکل گيري موقعيت آبهايي که در مسير پيشروي نظامي حايل هستند، ارتباط پيدا مي کند. وضعيت نسبي و روشهاي ترابري، زمان انتقال و جابجايي نيروها را بين دو مکان تعيين مي کند. در اينجا، طول، عرض و مساحت، ميزان فضاي مانور در دسترس و امنيت و آسيب پذيري نسبي نقاط کليدي را در هر ناحيه تعيين مي کنند.
شکل و مشخصات زمين، نوع آرايش نظامي را تعيين مي کند. ناهمواريها، الگوهاي آبراهه ها، زمين شناسي و خاک موضوعات مرتبط با هم هستند. استراتژيستهاي رده بالا، خلبانان و فضانوردان، کوهها، دره ها، فلاتها و جلگه ها را مي بينند. سربازان خط مقدم که بجاي تصاوير بزرگ از مناظر با جزئيات سر و کار دارند، داراي ديد متفاوت و وسيعي از عوارض هستند.
پوشش گياهي طبيعي از صورت انبوه تا مناطق تقريباً بدون پوشش گياهي، متغير هستند. مناطق توندراي بدون درخت، جنگلهاي کاج تايگا که بيشتر منطق سيبري را مي پوشاند، جنگلهاي باراني حاره اي، علفزارهاي بلند، خارستانها و نوحي پوشيده از کاکتوس، هر کدام محيط نظامي مربوط به خود را مي طلبد.
از آنجا که تقريباً 75 درصد سطح کره زمين را آب فرا گرفته است و اقيانوس آرام خود به تنهايي مناطقي از تمام قاره ها و جزاير را دربرميگيرد، لذا به اعتقاد دريانوردان، اهميت اقيانوسها غير قابل اغراق است. درياها و درياچه هاي بزرگ مثل کارائيب، خزر و مديترانه، سرزمينهاي بزرگي را از هم جدا مي کنند. بادها، جزر و مد، اختلاف دماي آبها، ميزان شوري آب باعث اين مي شود که نتوان از کشتي ها و زيردريايي ها آنطور که بايد استفاده کرد. تنگه ها، کانالها، صخره هاي دريايي و ديگر اشکال توپوگرافيکي همين نقش را در کنار سواحل بازي مي کنند.
جو زمين نيروهاي مسلح را در هر نقطه اي که باشند، خواه در بالا يا در خشکي و يا روي دريا، احاطه مي کند. دما، بارش (به اشکال باران، تگرگ، يخ، برفابه يا برف)، بادها و رطوبت نسبي همراه با روشنايي روز و تاريکي، دستورات نظامي را در زمان جنگ و يا صلح، تحت الشعاع خود قرار مي دهند چرا که آنها بطور موثري در زمانبندي، انتقال و پشتيباني اثر گذار هستند. بنابراين اگر به اين پديده هاي طبيعي و پيامدهاي آن در هر گونه عملياتي توجه خاص نشود، طراحان و فرماندهان دست اندر کار عمليات بايد بهاي سنگيني را بپردازند. تاريخ مکرراً شاهد ارتشهايي بوده است که بر اثر فرو رفتن تجهيزات و ادوات جنگي در عمق گل و لاي به کلي از هرگونه حرکت و پيشروي باز ايستادند. ناوگانهاي عظيم دريايي همانند ناوگان نيروي دريايي اسپانيا بر اثر ناديده گرفتن شرايط طبيعي از مسر خارج شده و به سرنوشت شومي گرفتار آمدند و بمب افکن هايي بر اثر تندباد يا مه از پرواز باز ايستادند و مثل يک پرنده کوچک بال و پر شکسته محکوم به زمين شدند.
چهارمين عنصر برجسته جغرافيايي پس از سه عنصر زمين، دريا و هوا، فضاي درون و بيرون جو است که بخش کوچکي از آن براي اهداف نظامي مورد بهره برداري قرار گرفته است.
2-3- فاکتورهاي فرهنگي
مردم در بالاي ليست ملاحظات فرهنگي قرار دارند که مستحق توجهات بيشتري در برنامه هاي سياسي- نظامي هستند. آمارهاي مربوط به سرشماري بيانگر اندازه جمعيت، توزيع و پراکندگي آن، گروههاي سني، درصد مردان در مقايسه با زنان و تراکم جمعيت شهري در مقايسه با جمعيت روستايي مي باشند. ديگر خصوصيات مهم نظامي شامل هوش و استعداد افراد و اطلاعات بومي، زبان، گويشها، ميزان باسوادي، سنتها، باورها، حس وطن پرستي، طرز برخورد با بيگانه (بي علاقه، با احترام، با خصومت، متنفر)، انضباط، روحيه جنگجويي، خلق و خو (تهاجمي يا انفعالي) و همينطور شيوع يکسري بيماريهاي بومي، مي باشند.
ارتباط بين گروههاي نژادي، قومي، قبيله اي و مذهبي مستلزم توجه خاص است زيرا بيگانگي (اليناسيون) در اغلب موارد منجر به درگيريهاي نظامي مي شود.
برخي از اماکن مثل زيارتگاهها، قبرستانهاي ملي، اماکن مذهبي و حتي تمامي يک شهر از نظر روانشناسي اهميت بسزايي دارند و بايد قبل از دست زدن به هر گونه عمليات، آنرا مورد توجه دقيقي قرار داد.
منابع طبيعي، کاربري زمين و صنايع که زيربناي توانايي ها و استعدادهاي رزمي و نيروي مقاومت و ايستادگي نيروهاي خودي و نبرد دشمنان را مشخص مي کند، نقش اساسي در امنيت دارند. غذا اساس ايستادگي و شکست ناپذيري را تشکيل مي دهد و تهيه مواد اوليه و امکانات و تبديل آنها به کالا و وسايل مورد نياز، از جمله ضروريات ديگر است.
عناصر سازنده اصلي عبارتند از: کشاورزي، دامپروري و شيلات، معادن و فلزات، نفت، نيروي الکتريسيته و هسته اي، امکانات آبي، ساخت کارخانه ها، کارخانه هاي سنگ، آجر، کانکريت، چوب بري و ديگر مواد ساختمان سازي.
امروزه در جهان تنها چند کشور وجود داند که از توان و پتانسيل اقتصادي برخورداراند و هيچکدام از کشورها کاملاً خودکفا نبوده تا بتوانند همه نيازهاي خود را برطرف سازند. لذا منابع خارجي براي مقاومت و ايستادگي و درجه کنترل بر آنها از نظر جغرافيايي اهميت بسزايي دارند.
شبکه هاي حمل و نقل، توانايي هاي دولتمردان و فرماندهان را جهت بکارگيري و پياده کردن نيروها در گوشه و کنار جهان تسريع يا باز مي دارد. جاده ها، راه هاي آهن، آبراهه ها، فرودگاه هاي نظامي و بنادر که در ترکيب مناسب و درستي با هم موقعيت يافته باشند، سبب سهولت مانور در جابجايي نيروها مي شود، بنحوي که مي توان بطور سريع از پايگاه هاي دور نيرو فرستاد. راههاي زميني، دريايي و هوايي سبب محدوديت و بازدارندگي تواناييها ميگردد و هزينه دستيابي به اهداف ماموريت از نظر زمان، بالا مي رود و چه بسا زندگي و حيات نيروي تحت فرماندهي را هم به خطر اندازد. کمبودهاي شديد ممکن است حتي عمليات ضروري را غير عملي سازد.
سيستمهاي ارتباط از راه دور (مخابراتي) از قبيل راديو، تلويزيون، تلفن، تلگراف، ماهواره هاي ارتباطي، اينترنت و کابلهاي زير دريايي)، عمليات يکپارچه و مشترک نيروهاي مسلح را تسهيل مي بخشد. نوع، مشخصات و توزيع و پراکندگي تسهيلات و تأسيسات کارخانه هاي نظامي و غير نظامي در کشور مورد توجه فرماندهان و طراحان نظامي است که اميدوارند از اين تأسيسات در مواقع بحراني استفاده کنند و يا با برنامه ريزي مانع دسترسي دشمنان به تسهيلات و تأسيسات شوند. در اين خصوص، ستادهاي مرکزي، پايگاههاي فرعي، خطوط انتقال پيامها، پست انتقال، مسيرهاي آلترناتيو، استعدادها و تواناييهاي افزون، منابع انرژي و تعمير و نگهداري تأسيسات از اهميت زيادي برخورداراند.
مناطق جغرافيايي در زمين و در فضا، بطور معقول و منطقي نواحي همگني هستند که داراي عارضه هاي بارز توپوگرافي، آب و هوا، روئيدنيها و عوامل موثر فرهنگي بوده که بالنسبه تأثيرات يکنواخت و يکدستي در اتخاذ عمليات و طراحي نظامي اعمال مي کنند ولي بايد خاطر نشان کرد که در اين مقوله، چندين سيستم طبقه بندي در تقابل با هم قرار دارند. يکي از اين سيستمها به سطح اهميت مي دهد که ممکن است بصورت تپه ماهور يا افقي، صاف يا دنداه دار روي زمين يا زير دريا باشند. طبقه بنديهاي ديگر بر اساس نوع اقليم است مثل منطقه شمالي، فرا شمالي، حاره اي يا سرد و مرطوب، سرد و خشک، گرم و مرطوب، گرم و خشک که هر کدام داراي اختصاصات گياهي و جانوري خود مي باشند.
فضانوردان در ارتفاع 95 کيلومتري از سطح زمين، بهنگام گردش بدور زمين با پنج منطقه جغرافيايي روبرو هستند که يکي در روي ديگري قرار گرفته است. آنها بايد از گشتکره (تروپوسفر)، پوشکره (استراتوسفر)، ميانکره (مزوسفر)، دماکره (ترموسفر) و برونکره (اگزوسفر) بگذرند تا به آن ارتفاع برسند. در آن ارتفاع جاذبه آيروديناميکي و دماي اصطکاک اهميت خود را از دست مي دهند.
نيروهاي مسلحي که بطور مشخصي براي بکارگيري در يک محيط معيني در نظر گرفته شده اند، معمولاً کارايي خود را در جاي ديگر از دست مي دهند. با تغيير شرايط آنان بايد با شرايط محيط جديد مثل توپوگرافي، شرايط آب و هوايي و سيستم هاي حکومتي آشنا شوند و تکنيکها و شيوه هاي خود را تغيير دهند و سپس اقدام به تهيه اسلحه مناسب، تجهيزات، لباس و تدارکات اسکان مناسب باشند.
آرايش بهينه براي جنگ در جنگلهاي باراني آمادگي لازم را براي روبرو شدن با گرما، رطوبت و حشرات موذي را فراهم مي آورد. اسهال و بيماريهاي خاص مناطق استوايي ممکن است بيشتر از سلاح دشمن تلفات ببار آورد. اگر نيرو احتياط لازم را بعمل نياورند و چنانچه از اسلحه و تجهيزات نظامي در مقابل رطوبت و گرد و غبار بخوبي نگهداري نگردد، در ميدان جنگ عمل نخواهند کرد. سربازان و نيروهاي پياده با لباسهاي نظامي سبک که با محيط اطراف خود استتار شده اند، بر استتار تانکها و نفربرها مقدم هستند، زيرا شناسايي هوايي در اين مورد بشدت محدود شده و فنون و تاکتيک واحدهاي کوچک در صحنه عمليات تفوق دارد. در مقابل، آرايشهاي بهينه در هواي سرد نيازمند وسايل مخصوص استتار در برف، پوتين هاي ضد آب، کيسه خواب، اسکي، تجهيزات موتوري و مخصوص ترابري در روي برف، چادر مجهز به وسايل گرمايي، ضد يخ، روغن با ويسکوزيته پايين، غذاهاي گرم با کالري بالا و باز آموزي مي باشد.
نيروهاي دريايي که کاملاً براي جنگ در روي درياها آماده شده اند، بايد تاکتيکهاي خود را در فلات قاره تغيير دهند، زيرا بعلت نزديکي با ساحل مي توانند بارها مورد تهاجم هوايي و آتشبار توپخانه قرار گيرند. بعلاوه مينهاي دريايي، زيردريايي هاي کوچک و مردان قورباغه اي (فراگمن ها) نيز مي توانند هر آن ضرباتي را وارد نمايند و همچنين مکان مانور نيروي دريايي در فلات قاره با ساحل نزديک محدود مي گردد. بنابراين، سيستم سنجنده ها و ارتباطات که بطور موثري توانايي کار در آبهاي ساحلي را دارند، بايد با تجهيزاتي تکميل يا جايگزين شوند که براي انجام عمليات در روي آب يا داخل آب يا در عمق طراحي شده باشند. در صحنه عمليات دريايي، تمايز دوست از دشمن، کار را با مسائل پيچيده اي روبرو مي سازد که اين امر پروازهاي نظامي و غير نظامي و ترافيک دريايي را در بر مي گيرد.
مناطق نظامي و مرزهاي سياسي بندرت بر هم منطبق مي شوند، در نتيجه بيشتر کشورها داراي دو يا چند زير مجموعه جغرافيايي هستند که برنامه ريزي، تدارکات و عملياتها را پيچيده مي کند. عوامل فرهنگي اغلب بيانگر تناقضات نظامي در نواحي که از نظر توپوگرافي و آب و هوايي بهم چسبيده هستند، مي باشد.
اگر چنانچه سياستمداران، استراتژيستها و کارشناسان نظامي، عوامل و عناصر جغرافيايي را که در مقابل تغييرات فصلي، چرخه طبيعت يا اتفاقي دگرگون مي شوند را ناديده بگيرند، دچار سوانح و حوادث ناگواري خواهند شد. جنگهاي هسته اي هر چند که اينک به ادعايي ابزار بازداشته شده است، ليکن درصورت استفاده از آنها، در لحظه اي مي توانند تمام شهري را که ميدان نبرد بحساب مي آيد با خاک يکسان نمايد و يا بعد از انتشار راديواکتيو، روز را به شب ظلماني تبديل کند و لکه هاي خورشيدي بطور دوره اي خاموشي را بر دنيا حکمفرما سازد.
در تغييرات فصلي در اثر برگريزان پاييز، مخفي گاهها و پناهگاهها لو رفته و عمليات اختفاکاري بي فايده مي گردد. سرماي زودرس، رطوبت منطقه، جريانات بادهاي موسمي و غيره و پيشبيني نکردن در محاسبات نظامي باعث ضربات جبران ناپذيري در طرح ريزي عمليات مي گردد. بنابراين کارشناسان نظامي در هنگام طراحي عمليات بايد همواره تغييرات ناگهاني عوامل جغرافيايي را مورد توجه قرار داده و در تجزيه و تحليل منظور نمايد.
توپوگرافي زمين در مناطق غرب و شرق و يا جنوب و شمال، آرايش دفاعي متفاوتي را در تهاجم و آفند و يا پدافند مي طلبد. طغيان ناگهاني رودخانه اي مي تواند بهترين طرح ها و نقشه هاي نظامي را خنثي کند. پيش بيني اتفاقات ناگهاني و فصلي سبب ايجاد مشکلاتي در فعاليت مهندسي رزمي مي گردد.
همه عواملي که در بالا به آنها اشاره شد، ناشي از سطحي نگري و عدم درک صحيح از محيط است که با بهره گيري مناسب از جغرافياي نظامي، مي توان بر بسياري از آنها فائق آمد.
4- تکنيکهاي تجزيه و تحليل
عوامل جغرافياي نظامي به لحاظ کاربردهاي نظامي و سياسي اهميت خود را نشان مي دهد که در ارتباط تنگاتنگ با اثرات و کارايي عوامل جغرافيايي در عمليات هاي مختلف از جمله عمليات نظامي (نيروهاي خودي و دشمن و مأموريتهاي محوله (حمله، دفاع، عقب نشيني و ...) در جنگهاي هسته اي، کلاسيک و مدرن) و عمليات غير نظامي (کمکهاي انسان دوستانه، امداد و کمک رساني در سوانح طبيعي، جستجو و نجات، مبارزه با باندهاي قاچاق و مواد مخدر و عمليات ويژه انتظامي) مي باشد. در همين راستا لازم است تأکيد شود که تحليلها در برخورد با نيروها (رزمي/ پشتيباني، زميني، دريايي، هوايي، خاکي و آبي و فضايي) با يکديگر متفاوت است و در تحليل هر کدام، ابتدا بايد به يکسري از پرسشهاي خاص آنها پاسخ داده شود.
براي آناليز ناحيه اي مي توان از شيوه هاي مختلفي استفاده کرد که از جمله آنها (ز، م، پ، د، ر) است که با استفاده از حروف اول هر يک از عناوين موثر و اصلي جغرافيايي، مي توان هر ناحيهاي را مورد تجزيه و تحليل قرار داد.
- زمين اصلي رزم - موانع - پوشش و اختفا
- ديده باني و ميدان آتش - راههاي در دسترس عمليات
بدون تأکيد بر ترتيب آنها، اين پنج اصل اوليه آناليز منطقه عملياتي است.
چهارچوب و قالب آناليز ناحيه اي، بسياري از عوامل جغرافيايي را به لجستيک، امور غير نظامي و ساير موارد قبل از اينکه هر پنج اصل از سوي دشمن بکار گرفته شود، مورد بحث قرار مي دهد و بطور مستمر چنين تجزيه و تحليلي را بايستي بر اساس رخدادهاي جديد و شرايط محيطي بازنگري و به روز درآورد تا يافته هاي آن، همواره از اعتبار برخوردار باشد.
تجارب طولاني مبارزات، جنگها و اجراي طرح هاي نظامي نشان مي دهد در صورتي که فرماندهان، کارشناسان امور نظامي و مشاورين غير نظامي از روي انديشه و بکارگيري اصول و مباني جغرافياي نظامي و تجزيه و تحليل مناسب را در هر گونه طرح ريزي نظامي مورد توجه قرار دهند، برنده ميدان جنگ هستند.
نقش جغرافياي نظامي در بررسي و تحليل منطقه
در تعاريف جغرافياي نظامي، دو مطلب اساسي مورد تأکيد قرار دارد:
الف) مقياس و کاربرد جغرافياي نظامي
جغرافياي نظامي درمورد مناطق خاص مأموريتهاي نظامي بحث مي کند و متناسب با مقياس و کاربرد در چهار سطح ذيل قرار مي گيرد:
1- تجزيه و تحليل منطقه عمليات (در مقياس محلي- ملي)
2- تجزيه و تحليل صحنه جنگ (در مقياس منطقه اي- قاره اي)
3- جغرافياي سياسي- نظامي
4- جغرافياي نظامي موضوعي
ب) جغرافياي نظامي در مقابل تهديدات داخلي و خارجي و شرايط مختلف ژئوپلتيک هر منطقه، ارزش خاص خود را دارد.
بنابراين جغرافياي نظامي، نمود عملي و انطباق دانش جغرافيا در عرصه کاربرد است و کاربرد عملي آثار و عوامل جغرافيايي را در طرح ريزي ها، اجراي عمليات ها و مانورها، استقرار امنيت و دفاع در مقابل تهديدات ارائه مي نمايد. به تعبيري ديگر جغرافياي نظامي مبتني بر واقعيت هاست و اهميت نظامي، عوامل مختلف جغرافيايي را رد اتخاذ تصميمات نظامي با سمت و سوي تهديدات مورد بررسي قرار مي دهد.
موقعيت و وضعيت
شناخت ويژگيها و طبيعت زمين، ميزان شيب کوهها، دره ها، شبکه دسترسي، وضعيت استقرار جلگه و دشتها، شرايط طبيعي رودخانه ها، باطلاقها و مردابها مهمترين عامل در چگونگي حرکت نيروهاست.
شکل و ماهيت ناهمواريهاي سطح زمين
شکل و ماهيت انواع ناهمواريهاي سطح زمين، پايه ي است که بر روي آن کليه عوارض زمين قرار گرفته اند. در اين رابطه سه بخش اصلي ناهمواريها با اهميت نظامي به عنوان مرتفع ترين، وسيع ترين و عميق ترين سرزمين مورد توجه مي باشد. اراض مرتفع، سرزمين هموار يا مسطح و مناطق داراي فرورفتگي، هر يک بطور منحصر بفردي بر توان و استعداد نيروي هوايي و زميني براي آزادي عمل و قدرت مانور، تعيين اهداف، اجراي آتش موثر، هدايت عمليات غير رزمي، هماهنگي اقدامات و تدارک پشتيباني لازم در سطوح مختلف استراتژِکي، عمليات تاکتيکي تأثير مي گذارد. جدول زير فهرستي از اشکال زمين را نشان مي دهد.
الف) اراضي مرتفع و بلند
کوهها و تپه ها اصطلاحات مبهمي هستند، زيرا تعريف هر يک وابسته به برداشتهاي کمي و کيفي محققين و موقعيت منطقه است. مثلاً نقاط مرتفع در تپه هاي پالمي جنوب هندوستان از نظر ارتفاع و بلندي با کوههاي آپالاش در آمريکا برابرند در صورتي که همين کوهها از نظر ارتفاع در مقايسه با سلسله جبال آلپ يا ارتفاعات آند در آمريکاي جنوبي، کوچک بشمار مي روند. برخي از قلل و ارتفاعات دندانه دارند و برخي ديگر صاف و هموار هستند. همبستگي اندکي بين تعيين ارتفاعات بر مبناي ميانگين سطح آبهاي آزاد جهان با اندازه گيري نسبي ارتفاعات برپايه سطوح هموار محلي وجود دارد.
خلبانان که دستگاه ارتفاع سنج خود را بر طبق ارتفاع تنظيم مي کنند، ناهمواريهاي محلي را از منظر و ديد متفاوتي نسبت به نيروهاي زميني مي نگرند، زيرا سربازان خط مقدم ممکن است پشته ها را، زمين مرتفعي قلمداد کنند در حالي که خلبانان نسبتاً مسطح ببينند. دستگاههاي شيب سنج که افزايش يا کاهش ارتفاع را با سرعت در فواصل معيني اندازه گيري مي کند، معمولا بصورت درصدي ± بيان مينمايد که بستگي کاملي به جهت حرکت دارد.
شيبهاي بسيار تند قابليت انعطاف نظامي را بشدت محدود مي کند. براي مثال خلبانان بالگرد بايد مراقب باشند که در هنگام پياده کردن نيرو، تيغه هاي بالگرد با زمين اطراف تپه ماهور برخورد نکند و در صورت اجبار به فرود، بايد اطمينان يابند که طوري بالگردان را در شيب تپه ها کنترل نمايند تا بر اثر شيب تپه تعادلش بهم نخورد.
کارايي عمليات نيروي زميني در شيبهاي تند زمين بستگي به مهارت حرفه اي و انواع حمل و نقل بار دارد.کوهنوردان و نيروهاي تکاور مي توانندديوارهاي بلند را صعود کنند که نيروهاي پياده نظام در صعود با مشکل روبرو مي شوند.
حمل و نقل ريلي بهتر از خودروهاي سنگين براي عبور از اراضي شيبدار است. لوکوموتيوهاي راه آهن در شيبهاي تند مي توانند واگنهاي بيشتر و طولاني تري را با خود انتقال دهند. مراقبين و گشتهاي هوايي و بمب افکنهاي بلند پرواز، در اراضي ناهموار و شياردار، در شناسايي و مورد اصابت قرار دادن اهداف خود بشدت در تنگنا قرار دارند. چون شيارها نزديک بهم هستند و پشتيباني هوايي را نيز با خطر روبرو مي سازند.
چنانچه فراز توپوگرافي و فراز نظامي بطور تصادفي بر يکديگر منطبق شوند، کليه نقاط و نواحي با اهميتي که در شيبهاي سخت قرار دارند، به راحتي قابل رويت خواهند بود.
الف) اراضي مرتفع و بلند
کوهها و تپه ها اصطلاحات مبهمي هستند، زيرا تعريف هر يک وابسته به برداشتهاي کمي و کيفي محققين و موقعيت منطقه است. مثلاً نقاط مرتفع در تپه هاي پالمي جنوب هندوستان از نظر ارتفاع و بلندي با کوههاي آپالاش در آمريکا برابرند در صورتي که همين کوهها از نظر ارتفاع در مقايسه با سلسله جبال آلپ يا ارتفاعات آند در آمريکاي جنوبي، کوچک بشمار مي روند. برخي از قلل و ارتفاعات دندانه دارند و برخي ديگر صاف و هموار هستند. همبستگي اندکي بين تعيين ارتفاعات بر مبناي ميانگين سطح آبهاي آزاد جهان با اندازه گيري نسبي ارتفاعات برپايه سطوح هموار محلي وجود دارد.
خلبانان که دستگاه ارتفاع سنج خود را بر طبق ارتفاع تنظيم مي کنند، ناهمواريهاي محلي را از منظر و ديد متفاوتي نسبت به نيروهاي زميني مي نگرند، زيرا سربازان خط مقدم ممکن است پشته ها را، زمين مرتفعي قلمداد کنند در حالي که خلبانان نسبتاً مسطح ببينند. دستگاههاي شيب سنج که افزايش يا کاهش ارتفاع را با سرعت در فواصل معيني اندازه گيري مي کند، معمولا بصورت درصدي ± بيان مينمايد که بستگي کاملي به جهت حرکت دارد.
شيبهاي بسيار تند قابليت انعطاف نظامي را بشدت محدود مي کند. براي مثال خلبانان بالگرد بايد مراقب باشند که در هنگام پياده کردن نيرو، تيغه هاي بالگرد با زمين اطراف تپه ماهور برخورد نکند و در صورت اجبار به فرود، بايد اطمينان يابند که طوري بالگردان را در شيب تپه ها کنترل نمايند تا بر اثر شيب تپه تعادلش بهم نخورد.
کارايي عمليات نيروي زميني در شيبهاي تند زمين بستگي به مهارت حرفه اي و انواع حمل و نقل بار دارد.کوهنوردان و نيروهاي تکاور مي توانندديوارهاي بلند را صعود کنند که نيروهاي پياده نظام در صعود با مشکل روبرو مي شوند.
حمل و نقل ريلي بهتر از خودروهاي سنگين براي عبور از اراضي شيبدار است. لوکوموتيوهاي راه آهن در شيبهاي تند مي توانند واگنهاي بيشتر و طولاني تري را با خود انتقال دهند. مراقبين و گشتهاي هوايي و بمب افکنهاي بلند پرواز، در اراضي ناهموار و شياردار، در شناسايي و مورد اصابت قرار دادن اهداف خود بشدت در تنگنا قرار دارند. چون شيارها نزديک بهم هستند و پشتيباني هوايي را نيز با خطر روبرو مي سازند.
چنانچه فراز توپوگرافي و فراز نظامي بطور تصادفي بر يکديگر منطبق شوند، کليه نقاط و نواحي با اهميتي که در شيبهاي سخت قرار دارند، به راحتي قابل رويت خواهند بود.
شيبهاي محدب (برآمده) و ساير نامنظمي سطحي معمولاً نقاط کوري هستند که موقعيت دشمن را از تير مستقيم محافظت مي کنند. اين نقاط کور، کارايي مخابرات راديويي با فرکانس بسيار بالا (VHF) را که بستگي به خط ديد دارند، کاهش مي دهد. از سوي ديگر موشک سطح به سطح و آتش بارهاي توپخانه هاي صحرايي که در امتداد شيب و دره هاي باريک و تنگ مستقر هستند، تا فرازهاي پيراموني را در ديد خود نداشته باشند، نمي توانند لوله توپ را به اندازه کافي بالا ببرند.
ب) سرزمين نسبتاً هموار و مسطح
اراضي هموار شامل نواحي کوچک تل يا تپه اي که بالاي آن صاف و هموار شده باشد مانند فلاتها و استپها. گاهي با ارتفاع بيش از 4000 متر، آنها از اکثر کوههاي جوان مرتفع ترند. شيب در اين گونه فلاتها و دشتهاي وسيع از 5 تا 15 درصد تجاوز نمي کند. به استثناي برآمدگيهاي مجزايي که در مناطق مختلف وجود دارد.
سرزمينهاي نسبتاً هموار و مسطح در سراسر تاريخ شاهد عمليات نظامي بزرگي بوده اند. يکي از اولين درگيريها و رويارويي بين جوامع شباني و کشاورزي در قرن هيجده پيش از ميلاد روي داده، وقتي که سواران هيکسوس به زمينهاي پست مصر تاختند، بر نواحي دلتاي مصر مسلط شدند، ژنرال واشينگتن در سرزمينهاي مسطح و هموار اطراف يورک تاون و ويرجينيا، توانست کرن واليس را به سال 1781 ميلادي شکست دهد و براي آمريکا پيروزي به ارمغان آورد.
ج) گودالها و فرورفتگيهاي توپوگرافي
در عمليات نظامي، دره هاي بسيار بزرگ و باريک و تنگه هاي مخوف از موانع با اهميت بشمار مي روند ولي تعداد آنها نسبت به انواع غارهاي بزرگ و کوچک در بعضي مناطق کوهستاني که در پيشبرد اهداف نظامي تأخير ايجاد مي کنند، ناچيز است. به عنوان مثال؛ در طول جنگ جهاني دوم نيروهاي ژاپني در جزاير اقيانوس آرام نظير جزاير پله ليوا، سايپن، آيوجيما و اوکيناوا با برخورداري از غارهاي نسبتاً کوچک، استحکاماتي شبيه لانه زنبور عسل ساخته بودند که نيروهاي آمريکايي براي مقابله با آنها، تلفات بسيار سنگيني را متحمل شدند، زيرا عملاً حملات هوايي و آتش سنگين توپخانه نيروي دريايي آمريکا بر آن پناهگاهها، بي اثر بود.
پارتيزانهاي يوگسلاوي (سابق) که از سال 1941 تا 1944 ميلادي در اينگونه غارها پناه مي گرفتند، باعث شدند که چندين لشکر نيروي آلماني را با آن همه امکانات و تجهيزات نظامي بخود مشغول سازند، در صورتي که فرماندهان آلماني مي توانستند بنحو مناسبي از آن نيروها در ساير جبهه ها استفاده نمايند. جنگ افزار، تجهيزات و تدارکاتي که معمولاً در عمق اين غارها، انبار و نگهداري مي شوند، از اصابت مستقيم بمباران متعارف در امان مي باشند. تأسيسات و استحکامات زيرزميني که از سوي دشمن جهت نگهداري تسليحات اتمي، بيولوژيکي و شيميايي مورد استفاده قرار مي گيرد، به دلايل مشابهي سبب نگراني است زيرا براي خنثي سازي اينگونه تسليحات مهلک هر گونه تهاجم و رويارويي مستقيم بسيار سنگين و نتايج نامعلومي را ببار خواهد آورد.
اگر نيروهاي دشمن بتوانند به ارتفاعات مشرف حوزه هاي آبگير و رودخانه هايي که با اراضي شيبدار احاطه شده اند، دست يابد، کليه نيروهاي مستقر در عمق را در معرض آتش مهلک قرار مي دهند.
رودخانه ها، مخازن آب، درياچه هاي مصنوعي و طبيعي
نيروهاي تهاجمي زميني که از استعداد تحرک سريع برخوردارند، چنانچه فاقد امکانات پشتيباني هوايي باشند، به ناچار بايستي خود را با شنا، يا با استفاده از قايق و در مواردي با احداث پل از رودخانه وسيع بگذرند، بدون اينکه از سرعت پيشروي خود بکاهند و اين در حالي است که نيروي پدافندي دشمن در ساحل ديگر استقرار يافته اند.
کليه يگانهاي نظامي بطور عادي نياز به مقدار کافي آب جهت آشاميدن، پختن و بهداشت و نيز مقاصد خاص چون آلودگي زدايي در جنگ شيميايي دارند. سيستمهاي زهکشي، مکانهاي عبور رودخانه و مخازن مفيد نظامي از جمله موضوعاتي هستند که بايد در جغرافياي نظامي مورد بررسي قرار گيرند.
سيستمهاي زهکشي
معمولاً سيستمهاي زهکشي، شبيه درختان نامتقارني هستند که هر شاخه اي از آنها محتوياتش را به درون جريان بزرگتري خالي مي کند تا اينکه بزرگترين شاخه ها با بدنه اصلي اتصال پيدا مي کند. سيستمهاي عظيمي نظير آبهاي سطحي قيفي شکل، ميليونها کيلومتر مربع زمين را در بر مي گيرد. رودخانه هاي بزرگ که با تلاطم و طوفان روبرو مي شوند و در نواحي پرآبي واقع شده اند، از شاخه هاي زيادي برخوردارند. براي نمونه، رودخانه هايي به عرض 9 تا 18 متر در هر 9 کيلومتر مربع اروپاي غربي جريان دارند، برعکس، رودخانه هاي دجله و فرات و نيل را شاخه هاي معدودي تغذيه مي کند. اين رودخانه ها به هنگام بالا آمدن آب، اراضي خشک اطراف خود را مي پوشانند.
خصوصيات مهم نظامي رودخانه ها عبارتند از:
- عرض رودخانه (از ساحل به ساحل بر حسب فوت، يارد و متر اندازه گيري مي شود)؛
- عمق رودخانه (از سطح تا کف آب)؛
- شدت جريان رودخانه (برحسب فوت يا متر بر ثانيه که بستگي به شيب بستر رودخانه دارد)؛
- عميقترين و سريعترين جريان (در کانال اصلي بوجود مي آيد)؛
عرض، عمق و سرعت رودخانه و حجم آب آن که بر حسب فوت، يارد و متر و يا متر مکعب اندازه گيري مي شوند، به هيچ وجه در نقاط خاصي ثابت نيستند. طراحان و برنامه ريزان نظامي، نوسانات فصلي از جمله طغيانهاي ساليانه در امتداد دره ها را پيش بيني مي کنند و کاملاً آگاهي دارند که رودخانه ها در اثر نيروي جاذبه ماه روزانه دستخوش جزر و مد ميشوند، با وجود اين، همه سيلهاي ويرانگر را نمي توان پيش بيني کرد تا اين همه سيلابهاي مخرب ناشي از عوامل طبيعي پديد نيايد.
رودخانه هايي که کناره هاي آنها داراي موانع شني، گل و لاي و صخره هاي بيرون زده هستند، براي رسيدن به کرانه، بخصوص در امتداد چم هاي بيروني از موانع طبيعي بشمار مي روند. اجسام شناور و تخته يخهاي شناور در رودخانه ها مي توانند براي قايقها و پلها خطرناک باشند. همچنين زماني که تخته يخهاي جامد و قطور که در رودخانه شناور هستند به اندازه کافي ضخامت داشته باشند، بطوريکه وزن سربازان، خودروهاي نظامي و تانک را تحمل نمايند، مي توانند مفيد واقع شوند.
محل عبور از عرض رودخانه
محل عبور از عرض رودخانه در بسياري از مکانهاي واقع در جبهه هاي وسيع، توانايي دشمن را جهت تجمع قدرت تدافعي قاطع در برابر اهداف آسيب پذير به حداقل مي رساند. محلهاي مطلوب جهت عبور و گذر از عرض رودخانه داراي خصوصيات زير هستند:
- جاده هاي مناسب به موازات و نزديک رودخانه وجود داشته باشد تا نيروهاي تهاجمي بتوانند به بهترين محل عبور از رودخانه دسترسي پيدا کنند.
- برخورداري از مناطق وسيع با پوشش خوب جهت نگهداري نيروهاي پشتيباني که در آماده باش به سر مي برند.
- برخورداري از شيبهايي که به راحتي بتوان به آبهاي رودخانه در ساحل نزديک و به طرف ديگر رودخانه دسترسي پيدا کرد.
- محلهاي باريک در رودخانه ها، عبور و مرور و تردد نيروها و نيز احداث پل رزمي را تسهيل مي بخشند.
- سرعت جريان رودخانه کمتر از 5/5 کيلومتر در ساعت، انحراف مسير در پايين رودخانه را محدود مي سازد.
- محلهاي پاياب (گدار رودخانه) پيوسته کم عمق هستند و بستر آنها به اندازه کافي مستحکم مي باشند که توانايي تحمل عبور و مرور سنگين را دارند.
- رودخانه هايي که پهناور هستند، به اندازه کافي عمق دارند تا قايقها را شناور نگه دارند.
- در اينگونه رودخانه ها علي القاعده موانعي همچون يخ، اجسام شناور، ديوار شني، سنگهاي نوک تيز در ته رودخانه، جاهاي پر آب و جاهاي کم عمق وجود ندارد.
- جزايري که در اينگونه رودخانه ها قرار گرفته اند، مي تواند به عنوان پايه هاي سنگي نيازهاي پلهاي رزمي را تأمين نمايند.
معمولاً از بهترين محلهاي عبور رودخانه به شدت دفاع مي شود و شرايط واقعي آنها مطلوب نمي باشد. در جنگ جهاني دوم، لشکرهاي زرهي آلمان در روسيه پيوسته خود را در مقابل اراضي پست باتلاقي مي ديدند که دو طرف رودخانه را پوشيده بودند. رسوبات ناشي از سيلابها با نفوذ به درون موتور، باعث توقف پيشروي تانکها مي شد و در هر بهار يخهاي ناور پلهاي رزمي را مورد ضربات خرد کننده خود قرار مي دادند و خودروهاي نظامي بعد از بارانهاي سيل آساي تابستاني در شيبهاي متوسط همچون سورتمه اي بر روي يخ سر مي خوردند.
تأمين آب
نيروهاي نظامي در زمان صلح و در جنگ، خواه فعال و يا غير فعال، در تأسيسات ثابت يا متحرک در صحرا نياز به مقدار زيادي آب دارند. در مناطق خشک و صحرايي، بويژه هنگامي که نيروهاي نظامي به تعداد يک لشکر در حال حرکت هستند، تأمين آب بسيار دشوار است. آب آشاميدني بايد خوش طعم باشد و عاري از آلودگي و باکتريهاي بيماريزا باشد تا از شيوع امراض مسري جلوگيري شود.
آب را مي توان از دو منشاء تهيه نمود:
1- آبهاي سطحي: رودها و رودخانه ها و برخي از آبهاي داخلي، منابع وسيع از آبهاي شيرين در سطح زمين هستند. ذخاير کوچکتر شامل استخر، رودخانه هاي کوچک و چشمه ها مي باشند.
تخليه و تهي سازي غير قابل پيش بيني که بوسيله طبيعت يا اقدامات دشمن صورت مي گيرد، آب مورد نياز را بدون هيچ هشداري از قبل، تنزل مي دهد. لذا بايستي فرماندهان پيش از اينکه با بحران کمبود آب روبرو شوند، منابع جايگزين را شناسايي نمايند.
در کوهستانها منابع آبي نسبتاً محدود است زيرا در کوهستان جريانهاي سطحي آب در آب و هواي سرد آغاز مي گردد که در بيشتر ماههاي سال يخ بسته اند. منابع آبي چندان زيادي را هم نمي توان در مناطق حاره پيدا نمود، زيرا در اينگونه مناطق آلودگي ممتدي حکمفرما و غالب است و از طرفي نمي توان به منابع آبي در شهرهاي کوچک و مراکز شهري اعتماد کرد، زيرا گاهي اوقات مواد شيميايي سمي و فاضلابهايي که بطور ناقص تصفيه شده اند، آبهاي جاري و مخازن آبي را آلوده مي کنند.
2- آبهاي زير سطحي: همه ريزشهاي جوي و آبهاي حاصل از ذوب برف به سيستمهاي زهکشي سطحي تخليه نمي گردند و مقدار زيادي از آنها به مخازن و سفره هاي زيرزميني نفوذ مي کنند و ميزان نفوذ نيز به انباشتها، شيبها، ترکيبات خاک و نفوذپذيري سنگهاي زيرزمين وابستگي دارد. ابتدا رطوبت از ميان يک منطقه هوا که بطور متناوب مرطوب و خشک مي شود، نفوذ پيدا مي کند و سپس به سطح ايستابي مي رسد که در زير آن سنگهاي نفوذناپذير از آب اشباع هستند.
زمين شناسي و خاک
فرماندهان، روساي ستادها و نيروهاي تحت امر از رده هاي بالا تا پايين ترين يگانهاي مسلح بايد بدانند که چگونه وضعيت زمين شناسي و خاک، منطقه عمليات رزمي و پشتيباني را تحت تأثير قرار مي دهند. هر چند موضوعات تکنيکي براي اغلب نيروها خسته کننده مي باشد ولي جهت اطلاع از اين موارد بايد به يکسري نکات اشاره نمود.
قابليت عبور و مرور در خارج از شبکه دسترسي اصلي (راهها)
خصوصيات خاک، تأثير مستقيم تحمل عبور و مرور و حمل ونقل سنگين (تريلرها، تانک برها و ...) و سبک (انواع خودروهاي سواري) بلحاظ قدرت تحمل بار و اصطکاک چرخ با جاده ها در هنگام حرکت و سرعت و امنيت حرکت دارد. تحرک در جاده هاي فرعي در اراضي داراي شن و ريگ پيوسته ميسر مي باشد، در حال که حرکت در اراضي باتلاقي و لجن زار غير ممکن است و تنها برخي از خودروهاي آب خاکي کوچک مي توانند در اين نوع سرزمين از تحرک برخوردار باشند. در هر صورت حرکت در خارج از جاده هاي اصلي در بيشتر موارد وابستگي کامل به شرايط آب و هوايي و جنس خاک و زمين دارد.
عبور از شنزار که بدون تجهيزات مناسب با مشکل روبرو مي شود
عملکرد جنگ افزار
شرايط خاک و سنگ تأثير مستقيم بر عملکرد جنگ افزارهاي متعارف و نيز حمل آنها با خودروهاي نظامي به خظ مقدم دارد. سنگهاي برونزده و خرده سنگها شعاع مخرب مهمات را تشديد مي سازد؛ زيرا که با انفجار سنگها، آنها خود بصورت گلوله عمل مي کنند. در صورتي که مهمات انفجاري قبل از انفجار شديد خود، در خاک فرورفته و شيارهايي از خود بجا گذارند، اين عمل از شدت کارايي و عملکرد آنها مي کاهد. قطعات توپخانه سبک در اراضي اشباع شده از خود اثرات سنگيني به جاي مي گذارند و نتيجه مي توان به استقرار توپخانه در موقعيت مطلوب دست يافت.
با توجه به شرايط سطحي زمين، اثرات سلاحهاي کشتار جمعي (هسته اي) کم يا تشديد مي شود. قطر و عمق دهانه در اراضي خشک و شرايط مطلوب کمتر است. امواج لرزشي سلاحهاي اتمي که از طريق زمين مرطوب رس انتقال مي يابد، پنجاه بار بيشتر و قويتر از زمين شني و دانه دار مي باشد و شدت و نسبت تشعشعات هسته اي، ترکيبات و تراکم خاک را بازتاب مي دهد.
خاکهاي خشک غير ماسه که باعث توقف و کندي حرکت خودروهاي سنگين مي شوند، بر حمل و نقل نيز تأثير مي گذارند. سيلت اشباع شده بعد از عبور چند خودرو به گل و لاي نرم تبدبل مي شوند. رس مرطوب براي عبور خودروهاي نظامي وضعيت دشواري را فراهم مي کند زيرا بر اثر رطوبت حالتي چسبنده پيدا نموده و مانع سرعت خودرو و از دست دادن کنترل آن مي گردد و حتي در وضعيتي نه چندان دشوار، خودروهاي نظامي قادر به بالا رفتن از شيبها نيستند و در سرازيري بسرعت سر مي خورند.
اراضي که با سنگهاي سائيده شده پوشيده شده اند، از حرکت آزاد خودروهاي نظامي نيز جلوگيري بعمل مي آورند. اين مطلب در سال 1931 ميلادي براي فرمانده انگليسي جان باگوت گلوب اتفاق افتاد. در مسير عبور يک تيپ گشتي از سرزمين اردن با موانع طبيعي از جمله سنگهاي سياه گدازه روبرو گرديد که مانع شديد و سختي براي سوارکاران فراهم آورده بود، بطوريکه 10 روز طول کشيد تا نفرات گشتي مسيري کوتاه را طي نمايند.
عملکرد جنگ افزار
شرايط خاک و سنگ تأثير مستقيم بر عملکرد جنگ افزارهاي متعارف و نيز حمل آنها با خودروهاي نظامي به خظ مقدم دارد. سنگهاي برونزده و خرده سنگها شعاع مخرب مهمات را تشديد مي سازد؛ زيرا که با انفجار سنگها، آنها خود بصورت گلوله عمل مي کنند. در صورتي که مهمات انفجاري قبل از انفجار شديد خود، در خاک فرورفته و شيارهايي از خود بجا گذارند، اين عمل از شدت کارايي و عملکرد آنها مي کاهد. قطعات توپخانه سبک در اراضي اشباع شده از خود اثرات سنگيني به جاي مي گذارند و نتيجه مي توان به استقرار توپخانه در موقعيت مطلوب دست يافت.
با توجه به شرايط سطحي زمين، اثرات سلاحهاي کشتار جمعي (هسته اي) کم يا تشديد مي شود. قطر و عمق دهانه در اراضي خشک و شرايط مطلوب کمتر است. امواج لرزشي سلاحهاي اتمي که از طريق زمين مرطوب رس انتقال مي يابد، پنجاه بار بيشتر و قويتر از زمين شني و دانه دار مي باشد و شدت و نسبت تشعشعات هسته اي، ترکيبات و تراکم خاک را بازتاب مي دهد.
مصالح ساختماني
يگانهاي مهندسي رزمي که مأموريت ساخت، تعمير و نگهداري جاده ها، باند فرودگاه، آمادگاه ترابري، زيرسازي راه، پل و استحکامات صحرايي را دارند، معمولاً از ماشينهاي خاکبرداري، کاميون کمپرسي و بيل مکانيکي جهت کنترل، تهيه و انبارسازي مجدد خاک سطحي زمين استفاده مي کنند. در چنين مواردي برخي مصالح مناسبتر از ديگر مصالح مي باشند.
3- بررسي هاي نظامي جغرافياي نظامي، دانشي است که در زير مجموعه يکي از تعاريف جامع و فراگير علوم جغرافيا قرار مي گيرد، تأثير محيط طبيعي و فرهنگي بر خط مشي نظامي/ سياسي، طرحها، برنامه ها و انواع عمليات رزمي و پشتيباني در جهان، منطقه اي و محلي را مورد بررسي قرار مي دهد. فاکتورهاي کليدي که مستقيماً روي دامنه کلي فعاليتهاي نظامي تأثير دارد از قبيل (استراتژي، تاکتيک و دکترين)، فرماندهي، کنترل و ساختارهاي سازمان دهي شده، ترکيب بهينه اي از زمين، نيروهاي زميني، هوايي و دريايي، هدف گيري، بررسي و توسعه، آماد و تخصيص اسلحه، تجهيزات و لباس همراه با نگهداري، سازندگي، پشتيباني پزشکي، تعليم و تربيت و آموزش، در جدول زير نشان داده شده است.
1-3- فاکتورهاي فيزيکي (طبيعي)
روابط مکاني و فضايي بدون هيچ ترديدي از اهم مباني و فاکتورهاي جغرافيايي است که با اندازه، موقعيت و شکل نواحي زمين همرا با حضور و شکل گيري موقعيت آبهايي که در مسير پيشروي نظامي حايل هستند، ارتباط پيدا مي کند. وضعيت نسبي و روشهاي ترابري، زمان انتقال و جابجايي نيروها را بين دو مکان تعيين مي کند. در اينجا، طول، عرض و مساحت، ميزان فضاي مانور در دسترس و امنيت و آسيب پذيري نسبي نقاط کليدي را در هر ناحيه تعيين مي کنند.
شکل و مشخصات زمين، نوع آرايش نظامي را تعيين مي کند. ناهمواريها، الگوهاي آبراهه ها، زمين شناسي و خاک موضوعات مرتبط با هم هستند. استراتژيستهاي رده بالا، خلبانان و فضانوردان، کوهها، دره ها، فلاتها و جلگه ها را مي بينند. سربازان خط مقدم که بجاي تصاوير بزرگ از مناظر با جزئيات سر و کار دارند، داراي ديد متفاوت و وسيعي از عوارض هستند.
پوشش گياهي طبيعي از صورت انبوه تا مناطق تقريباً بدون پوشش گياهي، متغير هستند. مناطق توندراي بدون درخت، جنگلهاي کاج تايگا که بيشتر منطق سيبري را مي پوشاند، جنگلهاي باراني حاره اي، علفزارهاي بلند، خارستانها و نوحي پوشيده از کاکتوس، هر کدام محيط نظامي مربوط به خود را مي طلبد.
از آنجا که تقريباً 75 درصد سطح کره زمين را آب فرا گرفته است و اقيانوس آرام خود به تنهايي مناطقي از تمام قاره ها و جزاير را دربرميگيرد، لذا به اعتقاد دريانوردان، اهميت اقيانوسها غير قابل اغراق است. درياها و درياچه هاي بزرگ مثل کارائيب، خزر و مديترانه، سرزمينهاي بزرگي را از هم جدا مي کنند. بادها، جزر و مد، اختلاف دماي آبها، ميزان شوري آب باعث اين مي شود که نتوان از کشتي ها و زيردريايي ها آنطور که بايد استفاده کرد. تنگه ها، کانالها، صخره هاي دريايي و ديگر اشکال توپوگرافيکي همين نقش را در کنار سواحل بازي مي کنند.
جو زمين نيروهاي مسلح را در هر نقطه اي که باشند، خواه در بالا يا در خشکي و يا روي دريا، احاطه مي کند. دما، بارش (به اشکال باران، تگرگ، يخ، برفابه يا برف)، بادها و رطوبت نسبي همراه با روشنايي روز و تاريکي، دستورات نظامي را در زمان جنگ و يا صلح، تحت الشعاع خود قرار مي دهند چرا که آنها بطور موثري در زمانبندي، انتقال و پشتيباني اثر گذار هستند. بنابراين اگر به اين پديده هاي طبيعي و پيامدهاي آن در هر گونه عملياتي توجه خاص نشود، طراحان و فرماندهان دست اندر کار عمليات بايد بهاي سنگيني را بپردازند. تاريخ مکرراً شاهد ارتشهايي بوده است که بر اثر فرو رفتن تجهيزات و ادوات جنگي در عمق گل و لاي به کلي از هرگونه حرکت و پيشروي باز ايستادند. ناوگانهاي عظيم دريايي همانند ناوگان نيروي دريايي اسپانيا بر اثر ناديده گرفتن شرايط طبيعي از مسر خارج شده و به سرنوشت شومي گرفتار آمدند و بمب افکن هايي بر اثر تندباد يا مه از پرواز باز ايستادند و مثل يک پرنده کوچک بال و پر شکسته محکوم به زمين شدند.
چهارمين عنصر برجسته جغرافيايي پس از سه عنصر زمين، دريا و هوا، فضاي درون و بيرون جو است که بخش کوچکي از آن براي اهداف نظامي مورد بهره برداري قرار گرفته است.
2-3- فاکتورهاي فرهنگي
مردم در بالاي ليست ملاحظات فرهنگي قرار دارند که مستحق توجهات بيشتري در برنامه هاي سياسي- نظامي هستند. آمارهاي مربوط به سرشماري بيانگر اندازه جمعيت، توزيع و پراکندگي آن، گروههاي سني، درصد مردان در مقايسه با زنان و تراکم جمعيت شهري در مقايسه با جمعيت روستايي مي باشند. ديگر خصوصيات مهم نظامي شامل هوش و استعداد افراد و اطلاعات بومي، زبان، گويشها، ميزان باسوادي، سنتها، باورها، حس وطن پرستي، طرز برخورد با بيگانه (بي علاقه، با احترام، با خصومت، متنفر)، انضباط، روحيه جنگجويي، خلق و خو (تهاجمي يا انفعالي) و همينطور شيوع يکسري بيماريهاي بومي، مي باشند.
ارتباط بين گروههاي نژادي، قومي، قبيله اي و مذهبي مستلزم توجه خاص است زيرا بيگانگي (اليناسيون) در اغلب موارد منجر به درگيريهاي نظامي مي شود.
برخي از اماکن مثل زيارتگاهها، قبرستانهاي ملي، اماکن مذهبي و حتي تمامي يک شهر از نظر روانشناسي اهميت بسزايي دارند و بايد قبل از دست زدن به هر گونه عمليات، آنرا مورد توجه دقيقي قرار داد.
منابع طبيعي، کاربري زمين و صنايع که زيربناي توانايي ها و استعدادهاي رزمي و نيروي مقاومت و ايستادگي نيروهاي خودي و نبرد دشمنان را مشخص مي کند، نقش اساسي در امنيت دارند. غذا اساس ايستادگي و شکست ناپذيري را تشکيل مي دهد و تهيه مواد اوليه و امکانات و تبديل آنها به کالا و وسايل مورد نياز، از جمله ضروريات ديگر است.
عناصر سازنده اصلي عبارتند از: کشاورزي، دامپروري و شيلات، معادن و فلزات، نفت، نيروي الکتريسيته و هسته اي، امکانات آبي، ساخت کارخانه ها، کارخانه هاي سنگ، آجر، کانکريت، چوب بري و ديگر مواد ساختمان سازي.
امروزه در جهان تنها چند کشور وجود داند که از توان و پتانسيل اقتصادي برخورداراند و هيچکدام از کشورها کاملاً خودکفا نبوده تا بتوانند همه نيازهاي خود را برطرف سازند. لذا منابع خارجي براي مقاومت و ايستادگي و درجه کنترل بر آنها از نظر جغرافيايي اهميت بسزايي دارند.
شبکه هاي حمل و نقل، توانايي هاي دولتمردان و فرماندهان را جهت بکارگيري و پياده کردن نيروها در گوشه و کنار جهان تسريع يا باز مي دارد. جاده ها، راه هاي آهن، آبراهه ها، فرودگاه هاي نظامي و بنادر که در ترکيب مناسب و درستي با هم موقعيت يافته باشند، سبب سهولت مانور در جابجايي نيروها مي شود، بنحوي که مي توان بطور سريع از پايگاه هاي دور نيرو فرستاد. راههاي زميني، دريايي و هوايي سبب محدوديت و بازدارندگي تواناييها ميگردد و هزينه دستيابي به اهداف ماموريت از نظر زمان، بالا مي رود و چه بسا زندگي و حيات نيروي تحت فرماندهي را هم به خطر اندازد. کمبودهاي شديد ممکن است حتي عمليات ضروري را غير عملي سازد.
سيستمهاي ارتباط از راه دور (مخابراتي) از قبيل راديو، تلويزيون، تلفن، تلگراف، ماهواره هاي ارتباطي، اينترنت و کابلهاي زير دريايي)، عمليات يکپارچه و مشترک نيروهاي مسلح را تسهيل مي بخشد. نوع، مشخصات و توزيع و پراکندگي تسهيلات و تأسيسات کارخانه هاي نظامي و غير نظامي در کشور مورد توجه فرماندهان و طراحان نظامي است که اميدوارند از اين تأسيسات در مواقع بحراني استفاده کنند و يا با برنامه ريزي مانع دسترسي دشمنان به تسهيلات و تأسيسات شوند. در اين خصوص، ستادهاي مرکزي، پايگاههاي فرعي، خطوط انتقال پيامها، پست انتقال، مسيرهاي آلترناتيو، استعدادها و تواناييهاي افزون، منابع انرژي و تعمير و نگهداري تأسيسات از اهميت زيادي برخورداراند.
مناطق جغرافيايي در زمين و در فضا، بطور معقول و منطقي نواحي همگني هستند که داراي عارضه هاي بارز توپوگرافي، آب و هوا، روئيدنيها و عوامل موثر فرهنگي بوده که بالنسبه تأثيرات يکنواخت و يکدستي در اتخاذ عمليات و طراحي نظامي اعمال مي کنند ولي بايد خاطر نشان کرد که در اين مقوله، چندين سيستم طبقه بندي در تقابل با هم قرار دارند. يکي از اين سيستمها به سطح اهميت مي دهد که ممکن است بصورت تپه ماهور يا افقي، صاف يا دنداه دار روي زمين يا زير دريا باشند. طبقه بنديهاي ديگر بر اساس نوع اقليم است مثل منطقه شمالي، فرا شمالي، حاره اي يا سرد و مرطوب، سرد و خشک، گرم و مرطوب، گرم و خشک که هر کدام داراي اختصاصات گياهي و جانوري خود مي باشند.
فضانوردان در ارتفاع 95 کيلومتري از سطح زمين، بهنگام گردش بدور زمين با پنج منطقه جغرافيايي روبرو هستند که يکي در روي ديگري قرار گرفته است. آنها بايد از گشتکره (تروپوسفر)، پوشکره (استراتوسفر)، ميانکره (مزوسفر)، دماکره (ترموسفر) و برونکره (اگزوسفر) بگذرند تا به آن ارتفاع برسند. در آن ارتفاع جاذبه آيروديناميکي و دماي اصطکاک اهميت خود را از دست مي دهند.
نيروهاي مسلحي که بطور مشخصي براي بکارگيري در يک محيط معيني در نظر گرفته شده اند، معمولاً کارايي خود را در جاي ديگر از دست مي دهند. با تغيير شرايط آنان بايد با شرايط محيط جديد مثل توپوگرافي، شرايط آب و هوايي و سيستم هاي حکومتي آشنا شوند و تکنيکها و شيوه هاي خود را تغيير دهند و سپس اقدام به تهيه اسلحه مناسب، تجهيزات، لباس و تدارکات اسکان مناسب باشند.
آرايش بهينه براي جنگ در جنگلهاي باراني آمادگي لازم را براي روبرو شدن با گرما، رطوبت و حشرات موذي را فراهم مي آورد. اسهال و بيماريهاي خاص مناطق استوايي ممکن است بيشتر از سلاح دشمن تلفات ببار آورد. اگر نيرو احتياط لازم را بعمل نياورند و چنانچه از اسلحه و تجهيزات نظامي در مقابل رطوبت و گرد و غبار بخوبي نگهداري نگردد، در ميدان جنگ عمل نخواهند کرد. سربازان و نيروهاي پياده با لباسهاي نظامي سبک که با محيط اطراف خود استتار شده اند، بر استتار تانکها و نفربرها مقدم هستند، زيرا شناسايي هوايي در اين مورد بشدت محدود شده و فنون و تاکتيک واحدهاي کوچک در صحنه عمليات تفوق دارد. در مقابل، آرايشهاي بهينه در هواي سرد نيازمند وسايل مخصوص استتار در برف، پوتين هاي ضد آب، کيسه خواب، اسکي، تجهيزات موتوري و مخصوص ترابري در روي برف، چادر مجهز به وسايل گرمايي، ضد يخ، روغن با ويسکوزيته پايين، غذاهاي گرم با کالري بالا و باز آموزي مي باشد.
نيروهاي دريايي که کاملاً براي جنگ در روي درياها آماده شده اند، بايد تاکتيکهاي خود را در فلات قاره تغيير دهند، زيرا بعلت نزديکي با ساحل مي توانند بارها مورد تهاجم هوايي و آتشبار توپخانه قرار گيرند. بعلاوه مينهاي دريايي، زيردريايي هاي کوچک و مردان قورباغه اي (فراگمن ها) نيز مي توانند هر آن ضرباتي را وارد نمايند و همچنين مکان مانور نيروي دريايي در فلات قاره با ساحل نزديک محدود مي گردد. بنابراين، سيستم سنجنده ها و ارتباطات که بطور موثري توانايي کار در آبهاي ساحلي را دارند، بايد با تجهيزاتي تکميل يا جايگزين شوند که براي انجام عمليات در روي آب يا داخل آب يا در عمق طراحي شده باشند. در صحنه عمليات دريايي، تمايز دوست از دشمن، کار را با مسائل پيچيده اي روبرو مي سازد که اين امر پروازهاي نظامي و غير نظامي و ترافيک دريايي را در بر مي گيرد.
مناطق نظامي و مرزهاي سياسي بندرت بر هم منطبق مي شوند، در نتيجه بيشتر کشورها داراي دو يا چند زير مجموعه جغرافيايي هستند که برنامه ريزي، تدارکات و عملياتها را پيچيده مي کند. عوامل فرهنگي اغلب بيانگر تناقضات نظامي در نواحي که از نظر توپوگرافي و آب و هوايي بهم چسبيده هستند، مي باشد.
اگر چنانچه سياستمداران، استراتژيستها و کارشناسان نظامي، عوامل و عناصر جغرافيايي را که در مقابل تغييرات فصلي، چرخه طبيعت يا اتفاقي دگرگون مي شوند را ناديده بگيرند، دچار سوانح و حوادث ناگواري خواهند شد. جنگهاي هسته اي هر چند که اينک به ادعايي ابزار بازداشته شده است، ليکن درصورت استفاده از آنها، در لحظه اي مي توانند تمام شهري را که ميدان نبرد بحساب مي آيد با خاک يکسان نمايد و يا بعد از انتشار راديواکتيو، روز را به شب ظلماني تبديل کند و لکه هاي خورشيدي بطور دوره اي خاموشي را بر دنيا حکمفرما سازد.
در تغييرات فصلي در اثر برگريزان پاييز، مخفي گاهها و پناهگاهها لو رفته و عمليات اختفاکاري بي فايده مي گردد. سرماي زودرس، رطوبت منطقه، جريانات بادهاي موسمي و غيره و پيشبيني نکردن در محاسبات نظامي باعث ضربات جبران ناپذيري در طرح ريزي عمليات مي گردد. بنابراين کارشناسان نظامي در هنگام طراحي عمليات بايد همواره تغييرات ناگهاني عوامل جغرافيايي را مورد توجه قرار داده و در تجزيه و تحليل منظور نمايد.
توپوگرافي زمين در مناطق غرب و شرق و يا جنوب و شمال، آرايش دفاعي متفاوتي را در تهاجم و آفند و يا پدافند مي طلبد. طغيان ناگهاني رودخانه اي مي تواند بهترين طرح ها و نقشه هاي نظامي را خنثي کند. پيش بيني اتفاقات ناگهاني و فصلي سبب ايجاد مشکلاتي در فعاليت مهندسي رزمي مي گردد.
همه عواملي که در بالا به آنها اشاره شد، ناشي از سطحي نگري و عدم درک صحيح از محيط است که با بهره گيري مناسب از جغرافياي نظامي، مي توان بر بسياري از آنها فائق آمد.
4- تکنيکهاي تجزيه و تحليل
عوامل جغرافياي نظامي به لحاظ کاربردهاي نظامي و سياسي اهميت خود را نشان مي دهد که در ارتباط تنگاتنگ با اثرات و کارايي عوامل جغرافيايي در عمليات هاي مختلف از جمله عمليات نظامي (نيروهاي خودي و دشمن و مأموريتهاي محوله (حمله، دفاع، عقب نشيني و ...) در جنگهاي هسته اي، کلاسيک و مدرن) و عمليات غير نظامي (کمکهاي انسان دوستانه، امداد و کمک رساني در سوانح طبيعي، جستجو و نجات، مبارزه با باندهاي قاچاق و مواد مخدر و عمليات ويژه انتظامي) مي باشد. در همين راستا لازم است تأکيد شود که تحليلها در برخورد با نيروها (رزمي/ پشتيباني، زميني، دريايي، هوايي، خاکي و آبي و فضايي) با يکديگر متفاوت است و در تحليل هر کدام، ابتدا بايد به يکسري از پرسشهاي خاص آنها پاسخ داده شود.
براي آناليز ناحيه اي مي توان از شيوه هاي مختلفي استفاده کرد که از جمله آنها (ز، م، پ، د، ر) است که با استفاده از حروف اول هر يک از عناوين موثر و اصلي جغرافيايي، مي توان هر ناحيهاي را مورد تجزيه و تحليل قرار داد.
- زمين اصلي رزم - موانع - پوشش و اختفا
- ديده باني و ميدان آتش - راههاي در دسترس عمليات
بدون تأکيد بر ترتيب آنها، اين پنج اصل اوليه آناليز منطقه عملياتي است.
چهارچوب و قالب آناليز ناحيه اي، بسياري از عوامل جغرافيايي را به لجستيک، امور غير نظامي و ساير موارد قبل از اينکه هر پنج اصل از سوي دشمن بکار گرفته شود، مورد بحث قرار مي دهد و بطور مستمر چنين تجزيه و تحليلي را بايستي بر اساس رخدادهاي جديد و شرايط محيطي بازنگري و به روز درآورد تا يافته هاي آن، همواره از اعتبار برخوردار باشد.
تجارب طولاني مبارزات، جنگها و اجراي طرح هاي نظامي نشان مي دهد در صورتي که فرماندهان، کارشناسان امور نظامي و مشاورين غير نظامي از روي انديشه و بکارگيري اصول و مباني جغرافياي نظامي و تجزيه و تحليل مناسب را در هر گونه طرح ريزي نظامي مورد توجه قرار دهند، برنده ميدان جنگ هستند.
نقش جغرافياي نظامي در بررسي و تحليل منطقه
در تعاريف جغرافياي نظامي، دو مطلب اساسي مورد تأکيد قرار دارد:
الف) مقياس و کاربرد جغرافياي نظامي
جغرافياي نظامي درمورد مناطق خاص مأموريتهاي نظامي بحث مي کند و متناسب با مقياس و کاربرد در چهار سطح ذيل قرار مي گيرد:
1- تجزيه و تحليل منطقه عمليات (در مقياس محلي- ملي)
2- تجزيه و تحليل صحنه جنگ (در مقياس منطقه اي- قاره اي)
3- جغرافياي سياسي- نظامي
4- جغرافياي نظامي موضوعي
ب) جغرافياي نظامي در مقابل تهديدات داخلي و خارجي و شرايط مختلف ژئوپلتيک هر منطقه، ارزش خاص خود را دارد.
بنابراين جغرافياي نظامي، نمود عملي و انطباق دانش جغرافيا در عرصه کاربرد است و کاربرد عملي آثار و عوامل جغرافيايي را در طرح ريزي ها، اجراي عمليات ها و مانورها، استقرار امنيت و دفاع در مقابل تهديدات ارائه مي نمايد. به تعبيري ديگر جغرافياي نظامي مبتني بر واقعيت هاست و اهميت نظامي، عوامل مختلف جغرافيايي را رد اتخاذ تصميمات نظامي با سمت و سوي تهديدات مورد بررسي قرار مي دهد.
موقعيت و وضعيت
شناخت ويژگيها و طبيعت زمين، ميزان شيب کوهها، دره ها، شبکه دسترسي، وضعيت استقرار جلگه و دشتها، شرايط طبيعي رودخانه ها، باطلاقها و مردابها مهمترين عامل در چگونگي حرکت نيروهاست.
شکل و ماهيت ناهمواريهاي سطح زمين
شکل و ماهيت انواع ناهمواريهاي سطح زمين، پايه ي است که بر روي آن کليه عوارض زمين قرار گرفته اند. در اين رابطه سه بخش اصلي ناهمواريها با اهميت نظامي به عنوان مرتفع ترين، وسيع ترين و عميق ترين سرزمين مورد توجه مي باشد. اراض مرتفع، سرزمين هموار يا مسطح و مناطق داراي فرورفتگي، هر يک بطور منحصر بفردي بر توان و استعداد نيروي هوايي و زميني براي آزادي عمل و قدرت مانور، تعيين اهداف، اجراي آتش موثر، هدايت عمليات غير رزمي، هماهنگي اقدامات و تدارک پشتيباني لازم در سطوح مختلف استراتژِکي، عمليات تاکتيکي تأثير مي گذارد. جدول زير فهرستي از اشکال زمين را نشان مي دهد.
الف) اراضي مرتفع و بلند
کوهها و تپه ها اصطلاحات مبهمي هستند، زيرا تعريف هر يک وابسته به برداشتهاي کمي و کيفي محققين و موقعيت منطقه است. مثلاً نقاط مرتفع در تپه هاي پالمي جنوب هندوستان از نظر ارتفاع و بلندي با کوههاي آپالاش در آمريکا برابرند در صورتي که همين کوهها از نظر ارتفاع در مقايسه با سلسله جبال آلپ يا ارتفاعات آند در آمريکاي جنوبي، کوچک بشمار مي روند. برخي از قلل و ارتفاعات دندانه دارند و برخي ديگر صاف و هموار هستند. همبستگي اندکي بين تعيين ارتفاعات بر مبناي ميانگين سطح آبهاي آزاد جهان با اندازه گيري نسبي ارتفاعات برپايه سطوح هموار محلي وجود دارد.
خلبانان که دستگاه ارتفاع سنج خود را بر طبق ارتفاع تنظيم مي کنند، ناهمواريهاي محلي را از منظر و ديد متفاوتي نسبت به نيروهاي زميني مي نگرند، زيرا سربازان خط مقدم ممکن است پشته ها را، زمين مرتفعي قلمداد کنند در حالي که خلبانان نسبتاً مسطح ببينند. دستگاههاي شيب سنج که افزايش يا کاهش ارتفاع را با سرعت در فواصل معيني اندازه گيري مي کند، معمولا بصورت درصدي ± بيان مينمايد که بستگي کاملي به جهت حرکت دارد.
شيبهاي بسيار تند قابليت انعطاف نظامي را بشدت محدود مي کند. براي مثال خلبانان بالگرد بايد مراقب باشند که در هنگام پياده کردن نيرو، تيغه هاي بالگرد با زمين اطراف تپه ماهور برخورد نکند و در صورت اجبار به فرود، بايد اطمينان يابند که طوري بالگردان را در شيب تپه ها کنترل نمايند تا بر اثر شيب تپه تعادلش بهم نخورد.
کارايي عمليات نيروي زميني در شيبهاي تند زمين بستگي به مهارت حرفه اي و انواع حمل و نقل بار دارد.کوهنوردان و نيروهاي تکاور مي توانندديوارهاي بلند را صعود کنند که نيروهاي پياده نظام در صعود با مشکل روبرو مي شوند.
حمل و نقل ريلي بهتر از خودروهاي سنگين براي عبور از اراضي شيبدار است. لوکوموتيوهاي راه آهن در شيبهاي تند مي توانند واگنهاي بيشتر و طولاني تري را با خود انتقال دهند. مراقبين و گشتهاي هوايي و بمب افکنهاي بلند پرواز، در اراضي ناهموار و شياردار، در شناسايي و مورد اصابت قرار دادن اهداف خود بشدت در تنگنا قرار دارند. چون شيارها نزديک بهم هستند و پشتيباني هوايي را نيز با خطر روبرو مي سازند.
چنانچه فراز توپوگرافي و فراز نظامي بطور تصادفي بر يکديگر منطبق شوند، کليه نقاط و نواحي با اهميتي که در شيبهاي سخت قرار دارند، به راحتي قابل رويت خواهند بود.
الف) اراضي مرتفع و بلند
کوهها و تپه ها اصطلاحات مبهمي هستند، زيرا تعريف هر يک وابسته به برداشتهاي کمي و کيفي محققين و موقعيت منطقه است. مثلاً نقاط مرتفع در تپه هاي پالمي جنوب هندوستان از نظر ارتفاع و بلندي با کوههاي آپالاش در آمريکا برابرند در صورتي که همين کوهها از نظر ارتفاع در مقايسه با سلسله جبال آلپ يا ارتفاعات آند در آمريکاي جنوبي، کوچک بشمار مي روند. برخي از قلل و ارتفاعات دندانه دارند و برخي ديگر صاف و هموار هستند. همبستگي اندکي بين تعيين ارتفاعات بر مبناي ميانگين سطح آبهاي آزاد جهان با اندازه گيري نسبي ارتفاعات برپايه سطوح هموار محلي وجود دارد.
خلبانان که دستگاه ارتفاع سنج خود را بر طبق ارتفاع تنظيم مي کنند، ناهمواريهاي محلي را از منظر و ديد متفاوتي نسبت به نيروهاي زميني مي نگرند، زيرا سربازان خط مقدم ممکن است پشته ها را، زمين مرتفعي قلمداد کنند در حالي که خلبانان نسبتاً مسطح ببينند. دستگاههاي شيب سنج که افزايش يا کاهش ارتفاع را با سرعت در فواصل معيني اندازه گيري مي کند، معمولا بصورت درصدي ± بيان مينمايد که بستگي کاملي به جهت حرکت دارد.
شيبهاي بسيار تند قابليت انعطاف نظامي را بشدت محدود مي کند. براي مثال خلبانان بالگرد بايد مراقب باشند که در هنگام پياده کردن نيرو، تيغه هاي بالگرد با زمين اطراف تپه ماهور برخورد نکند و در صورت اجبار به فرود، بايد اطمينان يابند که طوري بالگردان را در شيب تپه ها کنترل نمايند تا بر اثر شيب تپه تعادلش بهم نخورد.
کارايي عمليات نيروي زميني در شيبهاي تند زمين بستگي به مهارت حرفه اي و انواع حمل و نقل بار دارد.کوهنوردان و نيروهاي تکاور مي توانندديوارهاي بلند را صعود کنند که نيروهاي پياده نظام در صعود با مشکل روبرو مي شوند.
حمل و نقل ريلي بهتر از خودروهاي سنگين براي عبور از اراضي شيبدار است. لوکوموتيوهاي راه آهن در شيبهاي تند مي توانند واگنهاي بيشتر و طولاني تري را با خود انتقال دهند. مراقبين و گشتهاي هوايي و بمب افکنهاي بلند پرواز، در اراضي ناهموار و شياردار، در شناسايي و مورد اصابت قرار دادن اهداف خود بشدت در تنگنا قرار دارند. چون شيارها نزديک بهم هستند و پشتيباني هوايي را نيز با خطر روبرو مي سازند.
چنانچه فراز توپوگرافي و فراز نظامي بطور تصادفي بر يکديگر منطبق شوند، کليه نقاط و نواحي با اهميتي که در شيبهاي سخت قرار دارند، به راحتي قابل رويت خواهند بود.
شيبهاي محدب (برآمده) و ساير نامنظمي سطحي معمولاً نقاط کوري هستند که موقعيت دشمن را از تير مستقيم محافظت مي کنند. اين نقاط کور، کارايي مخابرات راديويي با فرکانس بسيار بالا (VHF) را که بستگي به خط ديد دارند، کاهش مي دهد. از سوي ديگر موشک سطح به سطح و آتش بارهاي توپخانه هاي صحرايي که در امتداد شيب و دره هاي باريک و تنگ مستقر هستند، تا فرازهاي پيراموني را در ديد خود نداشته باشند، نمي توانند لوله توپ را به اندازه کافي بالا ببرند.
ب) سرزمين نسبتاً هموار و مسطح
اراضي هموار شامل نواحي کوچک تل يا تپه اي که بالاي آن صاف و هموار شده باشد مانند فلاتها و استپها. گاهي با ارتفاع بيش از 4000 متر، آنها از اکثر کوههاي جوان مرتفع ترند. شيب در اين گونه فلاتها و دشتهاي وسيع از 5 تا 15 درصد تجاوز نمي کند. به استثناي برآمدگيهاي مجزايي که در مناطق مختلف وجود دارد.
سرزمينهاي نسبتاً هموار و مسطح در سراسر تاريخ شاهد عمليات نظامي بزرگي بوده اند. يکي از اولين درگيريها و رويارويي بين جوامع شباني و کشاورزي در قرن هيجده پيش از ميلاد روي داده، وقتي که سواران هيکسوس به زمينهاي پست مصر تاختند، بر نواحي دلتاي مصر مسلط شدند، ژنرال واشينگتن در سرزمينهاي مسطح و هموار اطراف يورک تاون و ويرجينيا، توانست کرن واليس را به سال 1781 ميلادي شکست دهد و براي آمريکا پيروزي به ارمغان آورد.
ج) گودالها و فرورفتگيهاي توپوگرافي
در عمليات نظامي، دره هاي بسيار بزرگ و باريک و تنگه هاي مخوف از موانع با اهميت بشمار مي روند ولي تعداد آنها نسبت به انواع غارهاي بزرگ و کوچک در بعضي مناطق کوهستاني که در پيشبرد اهداف نظامي تأخير ايجاد مي کنند، ناچيز است. به عنوان مثال؛ در طول جنگ جهاني دوم نيروهاي ژاپني در جزاير اقيانوس آرام نظير جزاير پله ليوا، سايپن، آيوجيما و اوکيناوا با برخورداري از غارهاي نسبتاً کوچک، استحکاماتي شبيه لانه زنبور عسل ساخته بودند که نيروهاي آمريکايي براي مقابله با آنها، تلفات بسيار سنگيني را متحمل شدند، زيرا عملاً حملات هوايي و آتش سنگين توپخانه نيروي دريايي آمريکا بر آن پناهگاهها، بي اثر بود.
پارتيزانهاي يوگسلاوي (سابق) که از سال 1941 تا 1944 ميلادي در اينگونه غارها پناه مي گرفتند، باعث شدند که چندين لشکر نيروي آلماني را با آن همه امکانات و تجهيزات نظامي بخود مشغول سازند، در صورتي که فرماندهان آلماني مي توانستند بنحو مناسبي از آن نيروها در ساير جبهه ها استفاده نمايند. جنگ افزار، تجهيزات و تدارکاتي که معمولاً در عمق اين غارها، انبار و نگهداري مي شوند، از اصابت مستقيم بمباران متعارف در امان مي باشند. تأسيسات و استحکامات زيرزميني که از سوي دشمن جهت نگهداري تسليحات اتمي، بيولوژيکي و شيميايي مورد استفاده قرار مي گيرد، به دلايل مشابهي سبب نگراني است زيرا براي خنثي سازي اينگونه تسليحات مهلک هر گونه تهاجم و رويارويي مستقيم بسيار سنگين و نتايج نامعلومي را ببار خواهد آورد.
اگر نيروهاي دشمن بتوانند به ارتفاعات مشرف حوزه هاي آبگير و رودخانه هايي که با اراضي شيبدار احاطه شده اند، دست يابد، کليه نيروهاي مستقر در عمق را در معرض آتش مهلک قرار مي دهند.
رودخانه ها، مخازن آب، درياچه هاي مصنوعي و طبيعي
نيروهاي تهاجمي زميني که از استعداد تحرک سريع برخوردارند، چنانچه فاقد امکانات پشتيباني هوايي باشند، به ناچار بايستي خود را با شنا، يا با استفاده از قايق و در مواردي با احداث پل از رودخانه وسيع بگذرند، بدون اينکه از سرعت پيشروي خود بکاهند و اين در حالي است که نيروي پدافندي دشمن در ساحل ديگر استقرار يافته اند.
کليه يگانهاي نظامي بطور عادي نياز به مقدار کافي آب جهت آشاميدن، پختن و بهداشت و نيز مقاصد خاص چون آلودگي زدايي در جنگ شيميايي دارند. سيستمهاي زهکشي، مکانهاي عبور رودخانه و مخازن مفيد نظامي از جمله موضوعاتي هستند که بايد در جغرافياي نظامي مورد بررسي قرار گيرند.
سيستمهاي زهکشي
معمولاً سيستمهاي زهکشي، شبيه درختان نامتقارني هستند که هر شاخه اي از آنها محتوياتش را به درون جريان بزرگتري خالي مي کند تا اينکه بزرگترين شاخه ها با بدنه اصلي اتصال پيدا مي کند. سيستمهاي عظيمي نظير آبهاي سطحي قيفي شکل، ميليونها کيلومتر مربع زمين را در بر مي گيرد. رودخانه هاي بزرگ که با تلاطم و طوفان روبرو مي شوند و در نواحي پرآبي واقع شده اند، از شاخه هاي زيادي برخوردارند. براي نمونه، رودخانه هايي به عرض 9 تا 18 متر در هر 9 کيلومتر مربع اروپاي غربي جريان دارند، برعکس، رودخانه هاي دجله و فرات و نيل را شاخه هاي معدودي تغذيه مي کند. اين رودخانه ها به هنگام بالا آمدن آب، اراضي خشک اطراف خود را مي پوشانند.
خصوصيات مهم نظامي رودخانه ها عبارتند از:
- عرض رودخانه (از ساحل به ساحل بر حسب فوت، يارد و متر اندازه گيري مي شود)؛
- عمق رودخانه (از سطح تا کف آب)؛
- شدت جريان رودخانه (برحسب فوت يا متر بر ثانيه که بستگي به شيب بستر رودخانه دارد)؛
- عميقترين و سريعترين جريان (در کانال اصلي بوجود مي آيد)؛
عرض، عمق و سرعت رودخانه و حجم آب آن که بر حسب فوت، يارد و متر و يا متر مکعب اندازه گيري مي شوند، به هيچ وجه در نقاط خاصي ثابت نيستند. طراحان و برنامه ريزان نظامي، نوسانات فصلي از جمله طغيانهاي ساليانه در امتداد دره ها را پيش بيني مي کنند و کاملاً آگاهي دارند که رودخانه ها در اثر نيروي جاذبه ماه روزانه دستخوش جزر و مد ميشوند، با وجود اين، همه سيلهاي ويرانگر را نمي توان پيش بيني کرد تا اين همه سيلابهاي مخرب ناشي از عوامل طبيعي پديد نيايد.
رودخانه هايي که کناره هاي آنها داراي موانع شني، گل و لاي و صخره هاي بيرون زده هستند، براي رسيدن به کرانه، بخصوص در امتداد چم هاي بيروني از موانع طبيعي بشمار مي روند. اجسام شناور و تخته يخهاي شناور در رودخانه ها مي توانند براي قايقها و پلها خطرناک باشند. همچنين زماني که تخته يخهاي جامد و قطور که در رودخانه شناور هستند به اندازه کافي ضخامت داشته باشند، بطوريکه وزن سربازان، خودروهاي نظامي و تانک را تحمل نمايند، مي توانند مفيد واقع شوند.
محل عبور از عرض رودخانه
محل عبور از عرض رودخانه در بسياري از مکانهاي واقع در جبهه هاي وسيع، توانايي دشمن را جهت تجمع قدرت تدافعي قاطع در برابر اهداف آسيب پذير به حداقل مي رساند. محلهاي مطلوب جهت عبور و گذر از عرض رودخانه داراي خصوصيات زير هستند:
- جاده هاي مناسب به موازات و نزديک رودخانه وجود داشته باشد تا نيروهاي تهاجمي بتوانند به بهترين محل عبور از رودخانه دسترسي پيدا کنند.
- برخورداري از مناطق وسيع با پوشش خوب جهت نگهداري نيروهاي پشتيباني که در آماده باش به سر مي برند.
- برخورداري از شيبهايي که به راحتي بتوان به آبهاي رودخانه در ساحل نزديک و به طرف ديگر رودخانه دسترسي پيدا کرد.
- محلهاي باريک در رودخانه ها، عبور و مرور و تردد نيروها و نيز احداث پل رزمي را تسهيل مي بخشند.
- سرعت جريان رودخانه کمتر از 5/5 کيلومتر در ساعت، انحراف مسير در پايين رودخانه را محدود مي سازد.
- محلهاي پاياب (گدار رودخانه) پيوسته کم عمق هستند و بستر آنها به اندازه کافي مستحکم مي باشند که توانايي تحمل عبور و مرور سنگين را دارند.
- رودخانه هايي که پهناور هستند، به اندازه کافي عمق دارند تا قايقها را شناور نگه دارند.
- در اينگونه رودخانه ها علي القاعده موانعي همچون يخ، اجسام شناور، ديوار شني، سنگهاي نوک تيز در ته رودخانه، جاهاي پر آب و جاهاي کم عمق وجود ندارد.
- جزايري که در اينگونه رودخانه ها قرار گرفته اند، مي تواند به عنوان پايه هاي سنگي نيازهاي پلهاي رزمي را تأمين نمايند.
معمولاً از بهترين محلهاي عبور رودخانه به شدت دفاع مي شود و شرايط واقعي آنها مطلوب نمي باشد. در جنگ جهاني دوم، لشکرهاي زرهي آلمان در روسيه پيوسته خود را در مقابل اراضي پست باتلاقي مي ديدند که دو طرف رودخانه را پوشيده بودند. رسوبات ناشي از سيلابها با نفوذ به درون موتور، باعث توقف پيشروي تانکها مي شد و در هر بهار يخهاي ناور پلهاي رزمي را مورد ضربات خرد کننده خود قرار مي دادند و خودروهاي نظامي بعد از بارانهاي سيل آساي تابستاني در شيبهاي متوسط همچون سورتمه اي بر روي يخ سر مي خوردند.
تأمين آب
نيروهاي نظامي در زمان صلح و در جنگ، خواه فعال و يا غير فعال، در تأسيسات ثابت يا متحرک در صحرا نياز به مقدار زيادي آب دارند. در مناطق خشک و صحرايي، بويژه هنگامي که نيروهاي نظامي به تعداد يک لشکر در حال حرکت هستند، تأمين آب بسيار دشوار است. آب آشاميدني بايد خوش طعم باشد و عاري از آلودگي و باکتريهاي بيماريزا باشد تا از شيوع امراض مسري جلوگيري شود.
آب را مي توان از دو منشاء تهيه نمود:
1- آبهاي سطحي: رودها و رودخانه ها و برخي از آبهاي داخلي، منابع وسيع از آبهاي شيرين در سطح زمين هستند. ذخاير کوچکتر شامل استخر، رودخانه هاي کوچک و چشمه ها مي باشند.
تخليه و تهي سازي غير قابل پيش بيني که بوسيله طبيعت يا اقدامات دشمن صورت مي گيرد، آب مورد نياز را بدون هيچ هشداري از قبل، تنزل مي دهد. لذا بايستي فرماندهان پيش از اينکه با بحران کمبود آب روبرو شوند، منابع جايگزين را شناسايي نمايند.
در کوهستانها منابع آبي نسبتاً محدود است زيرا در کوهستان جريانهاي سطحي آب در آب و هواي سرد آغاز مي گردد که در بيشتر ماههاي سال يخ بسته اند. منابع آبي چندان زيادي را هم نمي توان در مناطق حاره پيدا نمود، زيرا در اينگونه مناطق آلودگي ممتدي حکمفرما و غالب است و از طرفي نمي توان به منابع آبي در شهرهاي کوچک و مراکز شهري اعتماد کرد، زيرا گاهي اوقات مواد شيميايي سمي و فاضلابهايي که بطور ناقص تصفيه شده اند، آبهاي جاري و مخازن آبي را آلوده مي کنند.
2- آبهاي زير سطحي: همه ريزشهاي جوي و آبهاي حاصل از ذوب برف به سيستمهاي زهکشي سطحي تخليه نمي گردند و مقدار زيادي از آنها به مخازن و سفره هاي زيرزميني نفوذ مي کنند و ميزان نفوذ نيز به انباشتها، شيبها، ترکيبات خاک و نفوذپذيري سنگهاي زيرزمين وابستگي دارد. ابتدا رطوبت از ميان يک منطقه هوا که بطور متناوب مرطوب و خشک مي شود، نفوذ پيدا مي کند و سپس به سطح ايستابي مي رسد که در زير آن سنگهاي نفوذناپذير از آب اشباع هستند.
زمين شناسي و خاک
فرماندهان، روساي ستادها و نيروهاي تحت امر از رده هاي بالا تا پايين ترين يگانهاي مسلح بايد بدانند که چگونه وضعيت زمين شناسي و خاک، منطقه عمليات رزمي و پشتيباني را تحت تأثير قرار مي دهند. هر چند موضوعات تکنيکي براي اغلب نيروها خسته کننده مي باشد ولي جهت اطلاع از اين موارد بايد به يکسري نکات اشاره نمود.
قابليت عبور و مرور در خارج از شبکه دسترسي اصلي (راهها)
خصوصيات خاک، تأثير مستقيم تحمل عبور و مرور و حمل ونقل سنگين (تريلرها، تانک برها و ...) و سبک (انواع خودروهاي سواري) بلحاظ قدرت تحمل بار و اصطکاک چرخ با جاده ها در هنگام حرکت و سرعت و امنيت حرکت دارد. تحرک در جاده هاي فرعي در اراضي داراي شن و ريگ پيوسته ميسر مي باشد، در حال که حرکت در اراضي باتلاقي و لجن زار غير ممکن است و تنها برخي از خودروهاي آب خاکي کوچک مي توانند در اين نوع سرزمين از تحرک برخوردار باشند. در هر صورت حرکت در خارج از جاده هاي اصلي در بيشتر موارد وابستگي کامل به شرايط آب و هوايي و جنس خاک و زمين دارد.
عبور از شنزار که بدون تجهيزات مناسب با مشکل روبرو مي شود
عملکرد جنگ افزار
شرايط خاک و سنگ تأثير مستقيم بر عملکرد جنگ افزارهاي متعارف و نيز حمل آنها با خودروهاي نظامي به خظ مقدم دارد. سنگهاي برونزده و خرده سنگها شعاع مخرب مهمات را تشديد مي سازد؛ زيرا که با انفجار سنگها، آنها خود بصورت گلوله عمل مي کنند. در صورتي که مهمات انفجاري قبل از انفجار شديد خود، در خاک فرورفته و شيارهايي از خود بجا گذارند، اين عمل از شدت کارايي و عملکرد آنها مي کاهد. قطعات توپخانه سبک در اراضي اشباع شده از خود اثرات سنگيني به جاي مي گذارند و نتيجه مي توان به استقرار توپخانه در موقعيت مطلوب دست يافت.
با توجه به شرايط سطحي زمين، اثرات سلاحهاي کشتار جمعي (هسته اي) کم يا تشديد مي شود. قطر و عمق دهانه در اراضي خشک و شرايط مطلوب کمتر است. امواج لرزشي سلاحهاي اتمي که از طريق زمين مرطوب رس انتقال مي يابد، پنجاه بار بيشتر و قويتر از زمين شني و دانه دار مي باشد و شدت و نسبت تشعشعات هسته اي، ترکيبات و تراکم خاک را بازتاب مي دهد.
خاکهاي خشک غير ماسه که باعث توقف و کندي حرکت خودروهاي سنگين مي شوند، بر حمل و نقل نيز تأثير مي گذارند. سيلت اشباع شده بعد از عبور چند خودرو به گل و لاي نرم تبدبل مي شوند. رس مرطوب براي عبور خودروهاي نظامي وضعيت دشواري را فراهم مي کند زيرا بر اثر رطوبت حالتي چسبنده پيدا نموده و مانع سرعت خودرو و از دست دادن کنترل آن مي گردد و حتي در وضعيتي نه چندان دشوار، خودروهاي نظامي قادر به بالا رفتن از شيبها نيستند و در سرازيري بسرعت سر مي خورند.
اراضي که با سنگهاي سائيده شده پوشيده شده اند، از حرکت آزاد خودروهاي نظامي نيز جلوگيري بعمل مي آورند. اين مطلب در سال 1931 ميلادي براي فرمانده انگليسي جان باگوت گلوب اتفاق افتاد. در مسير عبور يک تيپ گشتي از سرزمين اردن با موانع طبيعي از جمله سنگهاي سياه گدازه روبرو گرديد که مانع شديد و سختي براي سوارکاران فراهم آورده بود، بطوريکه 10 روز طول کشيد تا نفرات گشتي مسيري کوتاه را طي نمايند.
عملکرد جنگ افزار
شرايط خاک و سنگ تأثير مستقيم بر عملکرد جنگ افزارهاي متعارف و نيز حمل آنها با خودروهاي نظامي به خظ مقدم دارد. سنگهاي برونزده و خرده سنگها شعاع مخرب مهمات را تشديد مي سازد؛ زيرا که با انفجار سنگها، آنها خود بصورت گلوله عمل مي کنند. در صورتي که مهمات انفجاري قبل از انفجار شديد خود، در خاک فرورفته و شيارهايي از خود بجا گذارند، اين عمل از شدت کارايي و عملکرد آنها مي کاهد. قطعات توپخانه سبک در اراضي اشباع شده از خود اثرات سنگيني به جاي مي گذارند و نتيجه مي توان به استقرار توپخانه در موقعيت مطلوب دست يافت.
با توجه به شرايط سطحي زمين، اثرات سلاحهاي کشتار جمعي (هسته اي) کم يا تشديد مي شود. قطر و عمق دهانه در اراضي خشک و شرايط مطلوب کمتر است. امواج لرزشي سلاحهاي اتمي که از طريق زمين مرطوب رس انتقال مي يابد، پنجاه بار بيشتر و قويتر از زمين شني و دانه دار مي باشد و شدت و نسبت تشعشعات هسته اي، ترکيبات و تراکم خاک را بازتاب مي دهد.
مصالح ساختماني
يگانهاي مهندسي رزمي که مأموريت ساخت، تعمير و نگهداري جاده ها، باند فرودگاه، آمادگاه ترابري، زيرسازي راه، پل و استحکامات صحرايي را دارند، معمولاً از ماشينهاي خاکبرداري، کاميون کمپرسي و بيل مکانيکي جهت کنترل، تهيه و انبارسازي مجدد خاک سطحي زمين استفاده مي کنند. در چنين مواردي برخي مصالح مناسبتر از ديگر مصالح مي باشند.
خاکبرداري در اراضي سنگي نياز به ابزارهاي تخريبي از جمله انفجار دارد و درصورتي که اين عمل در اکثر سنگهاي ماسه اي، سنگهاي آهکي و شيستهاي رسوبي براحتي انجام مي پذيرد. ترکيبات شن با سيلت يا ماسه براي کارهاي زيرسازي، سنگرسازي، مستحکم و مناسب است ولي ترکيبي از سيلت با رس براي باند فرودگاه و سطوح جاده بسيار نامناسب مي باشد. بازالتهاي داراي هوا، وقتي خشک شود از خود پوسته سختي را بوجود مي آورد ولي بعد از سپري شدن فصول سال از خود شيارهاي عميق بجا مي گذارند. لاتريت از جمله مصالح خيلي خوب براي راههاي تدارکاتي و باندهاي اضطراري هواپيما مي باشد، زيرا بدليل دارا بودن آهن و اکسيد آلومينيوم، بتن آن بسيار مقاوم است
www.ngdir.ir
نوشته شده توسط مهدی جهانپور در پنجشنبه بیستم فروردین 1388 ساعت 17:35 | لینک ثابت |

