قبول شدن در دانشگاه = صعود
كنكور = گذرگاه كاماندارا
دوران دانشجويي = سالهاي دور از خانه
خوابگاه دانشجويي = آپارتمان شماره 13
بي نصيبان از خوابگاه = اجاره نشين ها
امتحان ميان ترم = زنگ خطر
امتحان پايان ترم = آوار
ليست نمرات دانشجويي = ديدنيها
نمره امتحان = پرنده كوچك خوشبختي
مسئولين دانشگاه = گرگها
استادان = اين گروه خشن
اشپزخانه = خانه عنكبوت
رستوران دانشگاه = پايگاه جهنمي
پاسخ مسئولين = شايد وقتي ديگر
دانشجوي ا خراجي = مردي كه به زانو در امد
دانشجوي فارغ التحصيل = ديوانه از قفس پريد
دانشجوي سال اولي = هالوي خوش شانس
واحد گرفتن = جدال بر سر هيچ
مدرك گرفتن = پرواز بر فراز آشيانه فاخته
پاس كردن واحدها = آرزوهاي بزرگ
مرگ استادها = جلادها هم ميميرند
كمك هزينه = بر باد رفته
درخواست دانشجويان = بگذار زندگي كنم
دانشجوي دانشگاه صنعتي = بينوايان
برخورد استادان = زن بابا
اتاق رئيس دانشگاه = كلبه وحشت
شب امتحان = امشب اشكي ميريزم
تقلب در امتحان = راز بقا
يادگيري = قله قاف
دانشجوي معترض = پسر شجاع
دكتر بهداري = گله بان
تربيت بدني1 = راكي1
تربيت بدني2 = راكي2
خاطرات استادها = اعترافات يك خلافكار
انصراف = فرار از كولاك
تصييح ورقه امتحان = انتقام
نمره گرفتن از استاد = دوئل مرگ
شاگرد اول = مرد 6مبليون دلاري
آرزوي دانشجويان = زلزله بزرگ
هيئت علمي = سامورا يي ها
رئيس دانشگاه = ديكتاتور بزرگ
رئيس اموزش = هزاردستان
معاون اموزش = دزد دريايي
برخورد مسئولين = كميسر متهم ميكند
از دانشگاه تا خوابگاه = از كرخه تا راين
کشور بلاگفا
کشوری ساخته ایم
آسمانش آبی
و زمینش مشکی
زرد-یاسبزوبنفش
یا به هرجلوه که در چشم کسی زیبا هست
گرچه رنگارنگ است
افقش یکرنگی است؟!
**************
کشوری ساخته ایم
پایتختش عشق است
که ندارد استان
شهر یا شهرستان
و به یک دهکده تعبیر شده است!!
میتواندهرکس
بی روادید...............؟!
به یک پلک زدن-
بی هزینه -کم خرج
اندرآن سیر وسیاحت بکند؟!
**************
کدخدایی دارد که چنان نیست حسود
وبخود مغرور یا پست -ببندد راهت
وبخواهد ازتو-(حق ورودی وبلیط)
واقامتگه هم لازم نیست
آنچنان جذاب است
"خواب درچشم همه میشکند؟!"
می شوی مجبور تا برگردی
ومجدد-بروی؟!
کشوری ساخته ایم
دولتش اهل سواد
مردمش معرفت کافی و وافی دارند
سن وسال همگی محدود است
بین ۱۵تاشصت ..........؟!
اندکی زیر و بم اما دارد
ودراین کشور ما کودک نیست
همچنین پیر وکهنسال ...که کم حوصله اند
کم سوادند وفراموش خیال
وتن نازکشان میشود زیر شکنجه نابود
چون در اینجا استاد
به فلک می بندد مردم را
هرکه حاضرنکندمشقش را
مشق اینجا عشق است
آنهم ازنوع مجازی نه حقیقی -ملموس
کودک وپیر از آن بی زارند!!
پیرهم تجربه اندوخته آنقدر....
که بیهوده نگردد عاشق
عشق درکشور ما مصنوعی است
اسمی وبی پایه ست!!
مرد وزن بی معناست
ونمی دانند-هرگز آنها-
چیست جنسیت شان!؟
**************
کشوری ساخته ایم
بی در وپیکرو -باز
بی اجازه هرکس وارد آن میگردد
و دمی میماند
و کمی میخواند
و کمی میگوید-گل وگل میشنود!
گرچه بی دعوت -یا سرزده-و ناخوانده....
صاحب خانه نباشد حتی
با گل ولاله وشمع-غزل وقصه و حرف
می توان- با کلمه -با جمله
با سطری -بامتنی-تصویری-تعبیری
سفره گسترد برای مهمان!!
هرکسی--!!
میزبانی کند از خویش
چنان چشم ودلش سیر شود-
شاد وراضی برود
وبه یک سطر کند-
دعوتی گرم وصمیمانه ازو
و مدام -متقابل باشد-این دعوت
بروند وبنشینند وبگویند-بجویندوتماشابکنند
و بخندندوبگریند ونبینند هم را
**************
دزد هم آزاد است
میتواند آنجا دست به سرقت بزند
وهرآنچه که خوشش می آید- بردارد
سرقت آنجا یک نوع گلچینی است
بستگی دارد اما به خودش
--که بگوید به همه -من چه برداشته ام!
ازکه برداشته ام؟!
صاحب خانه ازاو نیز--
خوشش می آید؟!
می شود شادبسی-
که متاعش چه عجب؟!
ارزش سرقت دارد!!
گرنگوید سارق
دیر یا زود همه می فهمند
...میشود مجرم بی فرهنگی!!
گرچه بعضی دزدان بی رحمند
قفل را می شکنند
خانه رامی دزدند
با همه اسبابش؟!
ممکن است.....
دم ودستگاهت را نیز به اتش بکشند
هکر....ها----وه چه بی انصافند
وتو باید آنگاه -فکر یک خانه دیگر باشی
(دکتر روشن فومنی)
ادامه مطلب

